179 - ستاره نصر
إلى كوكب النصر انظري كل ليلة * فاني إليه بالعشية ناظر
عسى يلتقي لحظي و لحظك عنده * و نشكوا اليه ما تجنّ الضمائر
( احمد قيس ( مجنون ) )
شبانگاهان به ستارهء نصر « 1 » نظر كن ! و من نيز به او خواهم نگريست ؛ شايد نگاههاى ما با يكديگر تلاقى كند و آنگاه غم دل با يكديگر واگويه كنيم .
180 - زنجير اشك
إذا رأيت عارضا مسلسلا * في وجنة كجنحة يا عاذلي
فاعلم يقينا أنني من امة * تنقاد للجنة بالسلاسل
( ناشناس ) « 2 »
* * * اى ملامتگر ! آنگاه كه اشك را به زنجير كشيده بر چهرهء گنهكار ديدى ، بدان ، من از آن امّت هستم كه مرا با زنجير به سوى بهشت خواهند كشيد .
181 - زيارت « هريره »
احسن بيتى از نتايج طبع اعراب ، اين بيت است كه « اعشى » سروده است :
قالت هريرة لما جئت زائرها * ويلي عليك و ويلي منك يا رجل
* * * هنگامى كه به زيارت « هريره » آمدم ، گفت : واى من بر تو و واى من از تو اى مرد !
182 - وصف پادشاهى در شعر عربى
در « كتاب اغانى » مسطور است : روزى « مأمون » خليفه ، حضّار مجلس را گفت ، شعرى را بخوانند كه دلالت بر كلام پادشاهان بكند . بعضى از حاضرين مجلس اين بيت از « امرء القيس » « 3 »
هامش
( 1 ) . نصر : به معنى « كركس » است و نام دو ستاره است كه يكى را « نصر طاير » و ديگرى را « نصر واقعى » گويند .
( 2 ) . احتمالا شاعر از متأخرين است .
( 3 ) . از پادشاهان قرن اول هجرى .