« ابان » از « سليم بن قيس » نقل كرده كه : هيچ روزى عموم مردم اين گونه مسرور نگشتند ، زيرا امام عليه السّلام مسائل را براى همگان روشن ساخت و حق را آشكار نمود ، مسائلى كه بر اثر تقيّه و كتمان ، پوشيده مانده بود ، لذا بر تعداد شيعيان افزوده گشت ، و به بحث و تبادل نظر مشغول شدند ، در صورتى كه تا آن روز ، تعداد كمى از لشكريان امام عليه السّلام شيعه بودند ، و بدون آگاهى نسبت به مقام امام عليه السّلام نزد خدا و رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم در جهاد شركت مىجستند ، و پس از آن مجلس بيشتر مردم و بزرگان قوم به مذهب تشيّع گرايش يافتند ، و اين مجلس پس از جنگ نهروان ، و زمانى بود كه امام عليه السّلام مردم را براى جنگ با معاويه ترغيب مىنمود ، اما ديرى نپاييد كه « ابن ملجم » لعنة الله عليه شقاوتش را آشكار ساخت .
انتقادات شديد امام عليه السّلام نسبت به سران حكومت
سپس امام عليه السّلام ادامه داد و فرمود : از آغاز ، راه روشن بود و از هر سو ، به جانب ما اهل بيت عليهم السّلام روى مىآوردند .
حقّ ما را غصب كردند ، آيا اين مسأله شگفتى و تعجّب ندارد ؟ در صورتى كه « ذوى القربى » بوديم و محبّت ما در قرآن آمده است . و خدا مىدانست كه به زودى ، بر ما ستم و حقّ از ما گرفته خواهد شد ، لذا مىفرمايد :
* ( إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِالله وَما أَنْزَلْنا عَلى عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ ) * ( 1 ) : اگر به خدا و آنچه بر بندهء خود در روز جدايى حق از باطل ، روز درگيرى دو گروه ( در جنگ بدر ) نازل كرديم ، ايمان آوردهايد .
هامش
( 1 ) انفال / 41