اى فرزند قيس ، كار عثمان از دو حال خارج نبود : يا مردم را به يارى خود فراخوانده ، ولى ياريش نكردند ، يا مردم او را دعوت كردند ، تا به او كمك كنند ، ولى او از اخذ كمك مردم ، امتناع ورزيد ، در فرض اول جايز نبود تا مسلمين را از عبادت و اطاعت خدا ، در يارى خود باز دارد ( 1 ) و خداوند كسى را كه بدعتگذار نباشد ، يارى مىكند ، پس اگر آنها را از يارى نهى كرده باشد ، لغزيده و اگر مردم او را اطاعت كرده باشند ، خطا كردهاند .
و در فرض دوم ، در اثر بروز مسائلى در دوران زمامداريش ، به جايى رسيده بود كه او را شايستهء يارى ندانستند و كارهاى انجام شده ، در جهت مخالف كتاب و سنّت جريان يافته بوده است .
از سوى ديگر ، تعداد ياران و اطرافيان و كسانش ، به چهار هزار سوار ، بالغ مىشدند ، و مىتوانست به كمك اين افراد ، از خود دفاع نمايد ، در حالى كه اصحابش را از يارى بازنداشت .
اى پسر قيس ، اگر در روز بيعت با ابى بكر ، من چهل نفر ياور داشتم ، از جنگ كوتاهى نمىكردم ، اما در مورد عمر و عثمان ، عدم قيامم ، به خاطر بيعتى بود كه انجام داده بودم ( 2 ) و كسى چون من بيعت خود را نمىشكند .
اشارهاى گذرا به جنگ جمل
آرى اى پسر قيس ، آيا پس از قتل عثمان و حضور اعوان و ياران ، سستى و ترسى از من بروز كرد ؟ .
هامش
( 1 ) اطاعت و يارى امام حق ، عبادت شمرده مىشود ، كه امام عليه السّلام آن را بر اين مبنا فرض كرده است ( م ) .
( 2 ) ظاهرا اشارهء امام عليه السّلام به انتخاب خليفهء دوم از سوى خليفهء اول است كه بر گردن امام عليه السّلام بيعت داشت و در مورد عثمان هم ، قضيه به صورت شورائى برگزار شد ( م ) .