كه بنده را فعل نيست كه مستوجب ثواب و عقاب باشد ؛ و غيرمستحقّ را ثواب و عقاب قبيح است . زيرا كه تعظيم غيرمستحقّ از سفاهت است نزد عقلا و تعذيب غيرمستحقّ ظلم است و هيچيك روا نيست نزد عقلا .
يا آنكه افعال صادر مىشود از خدا و بنده
/ 45 B /
پس قبيح است اختصاص بنده به ثواب و عقاب ايضا . براى آنكه منافى مطلوب ايشان است آنجا كه گفتهاند : « لا مؤثّر إلّا اللّه » يعنى « مؤثّر نيست در افعال عباد غير از خدا » و در اين صورت بنده شريك خواهد بود با خدا كه شرك از گناهان كبيره است
إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ .
و ايضا : هرگاه جايز باشد كه بنده را اندك اثر باشد در افعال ، جايز است اسناد افعال بنده به بنده .
و اگر چنانچه فعل از هيچيك نباشد - نه از بنده و نه از خدا - قبيح است تكليف بنده به افعال و ثواب بر آن و عقاب بر آن .
پس نماند از ترديدات مگر آنكه فعل از بنده باشد ؛ و در اين باب ، اطناب تمام در كتاب شرح باب حادى عشر دادهايم و مذاهب مختلفه و فاسد آنها همه مذكور شده است .
الخامس : أنّ القرآن مملوّ بإسناد الأفعال إلى العبد و التوعّد عليها و المؤاخذة ؛ و إنّما يصحّ ذلك لو أسندت أفعالنا إلينا .