تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
وصول به آن ، امكان ندارد و راه درست ، راستگويى است پس چون تو كسى چگونه مجازگويى كند ، اى سرورم ، بعد از آن چه سرودى ؟ گفتم : آيا آنان سالم ماندند يا هلاك گشتند ؟ پس گفت : امّا ايشان سالم ماندند و ليكن تو را سزا است كه از خود بپرسى آيا سالم ماندى يا هلاك گشتى ؟ اى سرورم پس بيت پسين را بخوان پس خواندم : هواپرستان در هواى نفس خود سرگردان گشته و گرفتار شدند پس فرياد كشيد و گفت : شگفتا چگونه شايسته است كه دلداده‌اى به كارى كه به او ارتباطى ندارد ، بپردازد تا بدان حيران شود . و حال آنكه كار عشق فراگيرى است . دريابنده‌ها و حواس را ، سست و تخدير مىكند عقل را از خانه بيرون مىكند و دلها را به وحشت مىاندازد و خداوند آن را در ميان رفتگان قرار مىدهد يعنى مىميراند . پس حيرت و سرگردانى كجا است و چه كسى در اينجا باقى است تا متحير شود و راه درست ، راستگويى است و شانه خالى كردن از حق و مجازگويى سزاى تو نيست ، پس گفتم اى دختر خاله نام تو چيست ؟ گفت : قرة العين ، پس به خود گفتم سپس سلام دادم و برگشتم آنگاه او را شناختم و با او همنشين شدم و در نزد او از لطائف معرفت ، چيزها ديدم كه هيچ‌كسى آن را توصيف نخواهد كرد .

شرح ابيات چهارگانه :

1 - آنان :

عبارتند از مثل الهى كه قلوب عارفان مشتاقانه شيفته و روانها شوريدهء آنند و بخاطر آنها عمال الهى به اعمال ايثار و فداكارى خود مىپردازند . كدام قلب : اشاره به قلب كامل محمّدى است « ص » ازآن‌رو كه محدود به مقامات نيست با وجود اين مثل الهى مالك اويند و هر دو طالب يكديگرند . مثل الهى قلب را مىطلبد و قلب آنها را ، ولى مثل الهى نمىتوانند به مالكيت خود بر قلوب آگاهى حاصل نمايند زيرا آنها به جوهر خود وابسته‌اند ، همان گونه كه قلب نيز چيزى جز ماهيت خود نيست .

[ 2 - آنها كدام راه كوهستانى را پيمودند ]

2 - آنها كدام راه كوهستانى را پيمودند يعنى چون از دل من غايب شدند به دل كدام عارف درآمدند ، راه كوهستانى دلالت بر مقام مىكند كه ثابت است در مقابله با
ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 90 | ابن عربي / رينولد آلين نيكلسون / سعيدى