تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠

شرح

1 - وى مىگويد در جايگاه نور و فشار و افسردگى :

ميان دو جهان و تجلى ذات و جايى كه ارواح متعالى به صفاى باطن دست مىيابند شكوه و عظمت فريبنده مهيبى ظاهر مىشود كه با لطف معشوق محجوب مانده است .

3 - اين شعر به خشم و رحمت حق اشاره مىكند .

4 - برابر و مساوى :

زيرا خدا انسان را به صورت خود آفريد . زيرا معشوق الخ : بدين معنى اشاره مىكند كه : عاشق و معشوق هريك به نوعى در ديگرى اثر مىگذارند .

قصيده پنجاه و دوم دلى گرفتار عشق

1 - به چمنزار و منزلگهى چون رضوى خشنود گشتم زيرا در آنجا چراگاهى است كه آبش سرد و گواراست . 2 - شايد آنانى را كه من دوست دارم حاصلخيزى و وفور نعمت آنجا را بشنوند پس آن را بعنوان مسكن و اقامتگاه خود خواهند برگزيد . 3 - زيرا اكنون دلم به دانان پيوسته است و هرجايى كه ساربان ، آنان را وامىدارد كه آواز بخوانند با آرامش و سكوت ، گوش مىدهم . 4 - و اگر آنان يكديگر را براى كوچ كردن بخوانند و از بيابان بگذرند ناله‌هاى او را از پشت شترانشان ، خواهى شنيد . 5 - اگر مقصودشان « الزوراء » باشد وى پيشاپيش آنان خواهد بود و اگر آنان به جرعا علاقه نشان دادند در آنجا فرود خواهد آمد .
ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 210 | ابن عربي / رينولد آلين نيكلسون / سعيدى