6 - خوشبختى وجود ندارد جز در جايى كه آنان هستند و خيمه زدند زيرا پرنده بخت و اقبال در قبيله آنان جوجه تازه پر درآورده است .
7 - از ترس من و او ، به جنگ پرداختند و كسى براى از بين بردن اين عداوت چارهاى نينديشيد و راهى نشان نداد .
8 - هنگامى كه عظمت و شكوه او چشمان مرا خيره ساخت ، صداى گريهام گوشهاى او را كر ساخت .
شرح
1 - رضوى :
مقام رضا و خشنودى حق .
چراگاه : تغذيه روحانى .
2 - آنانى را كه من دوست دارم :
عارفانى چون خود او .
3 - بيابان :
مقام تجريد .
شترانشان : اشراقات و آرزوها يا كوچيدن و رها شدن از تن .
5 - الزوراء :
حضور قطب .
در پيشاپيش آنان : بدين معنى كه وى افكار و خواستههاى آنان را پيشبينى مىكند .
الجرعا : جائى كه آنان از خود آزادى دردناكشان ، رنج مىبرند .