تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
6 - خوش‌بختى وجود ندارد جز در جايى كه آنان هستند و خيمه زدند زيرا پرنده بخت و اقبال در قبيله آنان جوجه تازه پر درآورده است . 7 - از ترس من و او ، به جنگ پرداختند و كسى براى از بين بردن اين عداوت چاره‌اى نينديشيد و راهى نشان نداد . 8 - هنگامى كه عظمت و شكوه او چشمان مرا خيره ساخت ، صداى گريه‌ام گوشهاى او را كر ساخت .

شرح

1 - رضوى :

مقام رضا و خشنودى حق . چراگاه : تغذيه روحانى .

2 - آنانى را كه من دوست دارم :

عارفانى چون خود او .

3 - بيابان :

مقام تجريد . شترانشان : اشراقات و آرزوها يا كوچيدن و رها شدن از تن .

5 - الزوراء :

حضور قطب . در پيشاپيش آنان : بدين معنى كه وى افكار و خواسته‌هاى آنان را پيش‌بينى مىكند . الجرعا : جائى كه آنان از خود آزادى دردناكشان ، رنج مىبرند .

6 - عارف تنها در جستجوى كسى است كه با وى هم‌نوا و همسان است .