قصيده چهل و چهارم آسمان نور و درخشندگى در زير پاى او است
1 - ماه تمام ( بدر ) در شب تاريك موى او ظاهر گشت و نرگس فراخچشم ، گل سرخ را آب داد .
2 - دوشيزهء باريكاندامى است كه زنان زيبا در برابر او حيران گشته و فروغش بر ماه پيشى گرفته است .
3 - اگر در خاطر آيد آن را مجروح مىسازد آنگاه چه خواهد شد اگر بر چشم وارد شود .
4 - بازيچهاى است ، هنگامى كه از او ياد مىكنيم ذوب مىشود چه وى ظريفتر از آنست كه ديده شود .
5 - وصف خواست او را توصيف كند اما او خود را بالا گرفت و ابا كرد پس وصف درمانده و ناتوان بازگشت .
6 - هر زمان خواست او را وفق مرادش توصيف كند ، به هدف خود نايل نگشت .
7 - اگر اسب را طالب آن آرام بگذارد هرگز اسب انديشه را آرام نمىگذارد .
8 - سرورى است كه هركه از عشق او مىسوزد از مراتب انسانيت بدر مىكند .
9 - از اين غيرت كه مبادا جوهر پاكش با آلودگيهايى كه در آبگيرهاست آميخته شود
10 - از جهت درخشندگى بر خورشيد برترى دارد و صورتش را به هيچ صورتى نمىتوان سنجيد .
11 - آسمان نور و درخشندگى در زير پاى اوست و تاجش در ماوراى كرات قرار دارد .
شرح
1 - ماه تمام « بدر »
تجلّى حق كه در جهان نامرئى علم مكتوم ظاهر مىشود .
چشم نرگس سياه : چشم گريان ، كه گونههاى قرمز را آب داد .