تو را فريب خواهند داد آنان مىخواهند در ذاتم تصرف كنند و تو را بر آن مىدارند تا تصور كنى صورتى را كه من در تو ظاهر گشتهام ، خود من هستم :
9 - من در منطقه قرقگاه هستم :
آنطور كه دربارهء پيامبر آمده است ، سوره 72 آيه 27 دراينباره گويد : « مگر آنكه را كه پسنديد از رسولى پس به درستى كه در مىآورد از پيش روى او و از پشت سر او نگهبانى كه آن بدون شك در ارتباط با وحى او خواهد بود . »
10 - شعر من بدون قافيه است :
يعنى : آن حرف روى ندارد كه حرف روى به ناچار در اين شعر قبل از « ها » مىآيد .
مقصودم تنها اوست يا آنگونه كه نويسنده تنها به حرف « ها » بيان مىكند يعنى : من جز او با كسى ارتباطى ندارم و ارتباطم با جهان پديدهها كاملا براى او است و تا زمانى است كه وى در آنجا وجود دارد .
قصيده چهل و سوم دردى كه شكيبايى نمىتوان
1 - بگذار هيچگاه منزلگهم در وانه و سخنم را به ساربانانى كه آمدورفت مىكردند فراموش نكنم . كه به آنها گفتم .
2 - اندكى در كنار ما بايستيد تا بتوانيم به آرامى و سكون لذت بريم زيرا من و معشوقههايم با ياد تو تسكين يافتهايم .
3 - اگر آنان عزيمت كنند به فرخندهترين جا ره مىسپرند و اگر فرود آيند در بهترين زمين حاصلخيز و خوشمنظر مستقر مىشوند .
4 - در منطقه وادى قنات ، آنان را ديدم و آخرين ديدار ما ميان نقا و مسلسل رخ داد .
5 - آنان هرجايى را كه شتران براى چريدن مىيافتند ، مىنگريستند امّا به قلب عاشقى كه مضطرب و متحير بود توجهى نداشتند .
6 - اى ساربان بر جوانى دل بسوزان كه هنگام وداع از ناراحتى و نگرانى ، گويا حنظل را كه به هندوانهء ابو جهل معروف است مىشكند يعنى : « حتى از حنظل تلختر