تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠

شرح

1 - معشوقگان :

ارواح متعاليه .

2 - تجسم آنان :

تجلّى آنان در جهان مثل « همسانىها » .

4 - ترسيدم كه در ميان آنان باشم :

مبادا فروغشان مرا فروبرد .

5 - ستارهء بختم :

لطف حق كه برايم مقدر شده است .

قصيدهء چهل و ششم جنگ عشق

1 - جنگ عشق در ميان امعاء و چشم فراخ است ازاين‌رو قلب براى خاطر آن نبرد در ستيز است . 2 - لبان سياه و سرخى كه اندكى به سياهى گرايش دارد دهان شيرين همچون عسل او به زعم زنبوران ، عسل سفيدى است كه توليد كرده‌اند . 3 - با ساق پرگوشت و زلفى چون شب كه بر ماه رويش افتاده است و شفقى كه در گونه‌اش نمايان شد ، و قامتى چون شاخه‌اى بر توده شنزار است . 4 - زيبا است و با زينتها آراسته شده است و ناسفته است و كسى او را لمس نكرده و ازدواج ننموده است دندانهايش از جهت درخشندگى و سردى چون تگرگ است . 5 - با جدّيت و اهتمام روى برمىگرداند هرچند با شوخى و سخره شيفتهء عشق است و مرگ ميان آن دو يعنى جديت و شوخى قرار دارد . 6 - هيچ‌گاه ، شب تاريك نگشت مگر نفس بامدادين بدنبال آن درآمد و اين رسم ديرينى است از گذشته‌ها .
ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 200 | ابن عربي / رينولد آلين نيكلسون / سعيدى