تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
و ناگواراتر است . » 7 - كف دستانش را از پهنا در آغوشش قرار مىدهد تا قلبى را كه با صداى حركت هودج به تپش درآمده است ، تسكين دهد . 8 - آنان مىگويند : شكيبا باش ! اما اندوه و غم شكيبا نيست چه توانم كرد جايى كه صبر با من زياد فاصله دارد . 9 - اگر صبرى برايم بود و به حكم آن تن در مىدادم باز جانم شكيبايى نمىكرد چه رسد اكنون كه شكيبايى ندارم .

شرح

1 - وانة :

مقام اعتراف ، قصور و شكست در مقام تكريم و بزرگداشت عظمت حضرت حق . شتربانان : ابرار و مقربان درگاه حق .

6 - ساربان :

نداى حق كه جانها را بسوى او مىخواند . شكستن حنظل : صورتى است كه با اضطراب تمام جلوه و نماى خود را از دست داده است . زيرا هنگامى كه حنظل شكسته مىشود ، بوى تند و زننده‌اش باعث مىشود كه چشمها اشك بريزند . امرؤ القيس گويد :
« كانى غداة البين يوم تحملوا * لدى سمرات الحى ناقف حنظل . »
يعنى : گويى كه من در بامداد جدايى روزى كه قبيله محبوب كوچ كردند ، در كنار بوته‌هاى حنظل مثل شخصى هستم كه دانه‌هاى حنظل را مىشكنم . ( كنايه از شدت اشك ريختن است ) .
ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 197 | ابن عربي / رينولد آلين نيكلسون / سعيدى