و ناگواراتر است . »
7 - كف دستانش را از پهنا در آغوشش قرار مىدهد تا قلبى را كه با صداى حركت هودج به تپش درآمده است ، تسكين دهد .
8 - آنان مىگويند : شكيبا باش ! اما اندوه و غم شكيبا نيست چه توانم كرد جايى كه صبر با من زياد فاصله دارد .
9 - اگر صبرى برايم بود و به حكم آن تن در مىدادم باز جانم شكيبايى نمىكرد چه رسد اكنون كه شكيبايى ندارم .
شرح
1 - وانة :
مقام اعتراف ، قصور و شكست در مقام تكريم و بزرگداشت عظمت حضرت حق .
شتربانان : ابرار و مقربان درگاه حق .
6 - ساربان :
نداى حق كه جانها را بسوى او مىخواند .
شكستن حنظل : صورتى است كه با اضطراب تمام جلوه و نماى خود را از دست داده است . زيرا هنگامى كه حنظل شكسته مىشود ، بوى تند و زنندهاش باعث مىشود كه چشمها اشك بريزند . امرؤ القيس گويد :
« كانى غداة البين يوم تحملوا * لدى سمرات الحى ناقف حنظل . »
يعنى : گويى كه من در بامداد جدايى روزى كه قبيله محبوب كوچ كردند ، در كنار بوتههاى حنظل مثل شخصى هستم كه دانههاى حنظل را مىشكنم . ( كنايه از شدت اشك ريختن است ) .