ازآنرو كه وابستهاند مورد بررسى قرار مىگيرند نه آنكه خود بنفسه وجود دارند .
وى مىگويد : آرزوى آن دارد كه بوسيلهء آنها به درگاه حق تقرب جويد .
5 - يك زن :
صفت خداوندى كه خود را در عالم مثل ، همسانىها ، متجلّى ساخته است .
7 و 8 با بزرگى و رفعت جاه خويش :
به هركسى كه بر او وارد مىشود برترى دارد .
كوه بزرگ ، قلب عارف ، هركه از روى رشك بنگرد ، هستى الهى غير قابل درك است .
9 - هر بيابانى :
هر قلبى كه خدا را فراموش كند ، ويران مىشود .
10 - شراب :
شادى روحانى .
11 - وى مىگويد :
من از طريق موى او به دانش جهان نامرئى و از طريق صورتش به دانش جهان مرئى دست يافتم و عالم مرئى او را چون موجود نامرئى در چشمم مىنمايد ، يعنى توانايى آن را دارم كه بصور مختلف چون القادر و بعضى از قديسان چون قضيب البان درآيم .
12 - شكافنده :
در اين مورد خداوند در سوره 6 آيه 95 و 96 مىگويد :
به درستى كه خداوند شكافنده دانه و هسته است زنده را از مرده و مرده را از زنده بيرون مىآورد اين است خداى شما پس از چه سبب روى برمىگردانيد ؟ آن خدا كه شكافنده روز است از شب و شب را براى آرامش قرار داد و خورشيد و ماه را براى شمارش ساخت آن است ساخته او كه توانايى است دانا .
14 و 16 شومترين چيزها حالت جذبه و شوقى است كه ميان تو و اين صفت الهى مداخله مىكند
زيرا جذبه و شوق ، قلب را به تصرف خود درمىآورد بهطورىكه رمز قادر مطلق كه با اين تجلّى ذاتى ظاهر شده است به فراموشى سپرده مىشود بدون اينكه بتوان آنچه را كه قبلا وحى شده است در ذهن نگاه داشت .