تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
و پراكنده شده‌اند . 9 - هر بادى كه وزيد صدا زدم فرياد كردم ، اى باد شمال ، باد جنوب و اى باد صبا . 10 - آيا از آنچه بر ما مىگذرد آگاهيد ، و از دورى آنها در رنج و اضطرابيم . 11 - باد صبا كه خبرهايش را از گياهان شيح و شكوفه‌هاى تپه بما نقل مىكند . 12 - در حالى كه مىگويد هركه به بيمارى عشق دچار شده بايد با احاديث و داستانهاى عشقى او را سرگرم كنيد و دلدارى دهيد . 13 - آنگاه باد صبا به باد شمال گفت ، آنچه را كه من به او گفتم يا اخبارى شگفت‌انگيزتر از آن را به او خبر ده . 14 - آنگاه به باد جنوب گفت : امّا تو اى باد جنوب آنچه را كه من به او خبر دادم يا خبرى مسرت‌انگيزتر به او برسان . 15 - باد شمال گفت : خوشحالم كه باد شمال با باد جنوب هم‌نوا شود و انباز گردد . 16 - هر بدى و گزندى در هواى عشقشان خوبى و صفا است و هر رنجى كه در راه رضايت و خشنودى آنها مىكشم برايم شيرين و گوارا است . 17 - بنابراين براى چه و در چه زمينه‌اى و چرا ، از رنج و بيمارى مىنالى و شكايت مىكنى . 18 - هنگامى كه آنان به تو وعده دادند از برق وعده‌شان جز درخشندگى فريبنده‌اى كه حاكى از خطاى گفتارشان در آمدن باران است ، چيزى نمىبينى . 19 - بر روى آستين‌هاى ابر ، تارى زرين از درخشش برق بافته است . 20 - اشكهايش بر سطح گونه‌هاى وى فروريخت و زبانهء آتش برافروخت . 21 - او گل سرخى است روئيده از اشكها و نرگسى است كه با شگفتى از آن ، باران مىريزد . 22 - هرگاه بخواهى او را بچينى طره‌هايش را چون عقربى فرومىهلد . 23 - هنگامى كه لبخند مىزند ، خورشيد مىتابد ، اى پروردگارم چه درخشان است آن دندانها . 24 - هنگامى كه وى موى سياه پرپشت و درهم و برهم خود را فرود مىآورد