تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
هرچه را كه به وى ارتباط دارد از او بگير و آنچه را كه با او نسبتى ندارد رها كن تا تنها روح حق در او باقى بماند .

21 - از يأس و نوميدى و نگرانى مردم :

از درك واقعيت آنچه را كه در جستجوى آنم مأيوسم و از وقتى كه در طلب آن بيهوده صرف مىشود ، غمگينم . آن‌گونه كه در جاى خود ثابت ماندم : زيرا من نمىتوانم از حالت كنونى خود رهايى يابم ، از آنجايى كه مكان و كميت و كيفيت در آنجا راه ندارد و بايد كاملا به صورت هستى متعاليه درآيم .

22 - پندارهاى فريبنده :

تشبيهات و پندارها بدين معنى كه خدايى كه مانند ندارد از طريق عالم انفاس در نزد ما حاضر مىشود .

قصيده بيست و نهم دخت تازى كه فصيح گفتن نتواند

1 - پدرم فداى ماهرويانى است كه مانند شاخه‌هاى نرم درختان از اين‌سو به آن‌سو حركت مىكند و همان گونه كه خم مىشوند گيسوان خود را به طرف چهره‌ها سرازير مىكنند . 2 - آنان كه طره‌هايشان فروهشته و پهلوها و بندهايشان نرم است . 3 - نازكنان و دامن‌كشان با جامه‌هاى زيباى گلدوزى شده راه مىروند . 4 - در بخشيدن زكات حسن خود بخل مىورزند در حالى كه ميراث پدران و نياكان خود را مىبخشند . 5 - با خنده‌ها و نيم‌خنده‌ها افسونگرى مىكنند ، بوسه زدن بر لبانشان چه شيرين است . 6 - اندامهاى برهنه و ظريف با سينه‌هاى برجسته همچون هداياى گرانبهايى تقديم مىدارند .
ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 166 | ابن عربي / رينولد آلين نيكلسون / سعيدى