تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
و در جانم فروزان است . 10 - از آنچه روى داد و از ترس فراق ، اشكهاى ديدگانم خشك شد . 11 - آنگاه كه وقت سفر و فراق فرارسد چشمى گريان نخواهى ديد . 12 - پس به وادى تپه شنزار كه خيمه‌گاه آنان و قتلگاه من است كوچ كن . 13 - در آنجا كسانى در كنار آبهاى اجرع هستند كه من دوست دارم . 14 - آنان را ندا كن ، چه كسى جوانى را كمك خواهد كرد كه از آتش هجران مىسوزد و از معشوق خود دور گشته است . 15 - غمهايش او را به يك سردرگمى در آخرين باقيماندهء ويرانه كشانده است . 16 - اى ماه شب از او چيزى بگير و رها كن . 17 - و از پشت روبند ، دزدانه به او نگاهى كن . 18 - زيرا وى در درك زيبايى دهشت‌آور ، خيلى ضعيف و ناتوان است . 19 - يا او را با اميدها و آرزوها تسلّى ده ، شايد دوباره زنده گردد يا حقيقت را درك نمايد . 20 - زيرا وى ما بين نقا و لعلع مرده است . 21 - و من از يأس و نوميدى و رنج مرده‌ام بدان‌گونه كه در جايم ميخ‌خوب شده‌ام . 22 - هنگامى كه باد صبا پندارهاى فريبنده را آورد از حقيقت سخنى نگفت . 23 - گاهى باد صبا دروغ مىگويد چيزى را كه نشنيده به تو مىگويد .

شرح

1 - ما بين نقا و لعلع :

ميان تپه‌سفيد كه ديدار حق است و جاى عشق شيفته كه انواع مختلف شناخت در آن وجود دارد و به مقامات تجريد وابسته است .

2 - در يك پوشش ضخيم شنزار :

عالم تركيب و بهم پيوستن عناصر مادى و نمودى .

3 - ماه‌هاى نو :