تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
تجليات الهى .

4 - از ترس :

از بيم آنكه بيننده در خود و از خود بميرد و ذاتش نابود شود . در صورتى كه مقصود اين است كه هستيش از طريق حق و براى وى ادامه يابد يا از آن مىترسد كه بايد تجلى حق را بر طبق ماهيت ذات در خود تصور كند نه بر طبق ماهيت دريافت‌كنندهء تجلّى حق ، و اين امكان ندارد . عقيدهء نخست احاطه خدا به‌وسيله شخصى كه تجلى در او صورت گرفته ، موافق است با نظريهء بعضى از حكماى الهى كه علم ما و علم جبرائيل را به خداوند و علم خدا به خودش را يكى مىدانستند اين مطلب تا چه حد از حقيقت بدور است !

5 - تابشى از برق و يك تودهء درخشان :

تجلّى بىجان ، نمودارى و زمينى .

10 - 11 وى مىگويد :

كه ديدگانش با اشكهايى كه در انتظار جدايى ريخته ، آب شده است .

12 - وادى شنزار :

مقام رحمت و عطوفت حق . قتلگاهم : زيرا رحمت حق موجب مىگردد تا وى در سردرگمى خود بميرد .

13 - در كنار آبهاى اجرع :

زيرا رحمت حق كه به انسان افاضه مىشود نتيجهء رياضت و مجاهدهء نفس است

14 - كسى كه اخراج شد و مقامش را از دست داد :

كسى كه پس از تأمل و تفكر دربارهء صنع خدا به خود آمد . در حديث است كه خداوند فرمايد : « پس از اينكه خود را به بندگانش در بهشت نشان داد آنان را به جايگاهشان باز مىگرداند . »

16 - ظلمت و تاريكى :

صورتى كه تجلّى در آنها رخ مىدهد . از او چيزى بگير و رها كن :