بزنند زيرا اينجا پايان سفر است .
2 - جاى ديگر را مجو و بار ديگر ندا در مده اى بارق اى حاجر اى تهمد .
3 - و بازى كن آنگونه كه دوشيزگان مهربان و نارپستان بازى كردند و به چرا آنگونه كه آهوان كمرو و شرمسار چريدند .
4 - در چمنزارى كه مگسها و زنبورها وزوز مىكنند و مرغ مگسخوار خوشنوا به آنها پاسخ مىدهد .
5 - اطرافش نرم ، نسيمش مطبوع ، ابرهايش مىدرخشند و مىغرند .
6 - و قطرات باران در خلال ابرها چون اشكهاى چشمان عاشق شيفته و دلداده فرومىريزد « زيرا وى از معشوقش جدا گشته است . »
7 - از جوهر ناب شراب مستكنندهاش بنوش و به آواى پرندهء خوشالحانى كه چهچهه مىزند ، گوش فرا ده و شادى كن .
8 - شراب نابى كه عهد آدم را به ياد مىآورد بنا به روايت معتبر و مستند به باغ بهشت ارتباط دارد .
به راستى زنان زيبا آن را از آب دهانشان چون مشك جدا كردند و دوشيزگان نابسوده آن را بىدريغ بما بخشيدند .
شرح
1 - در پيچ و خم دره ميان دو سنگلاخ :
جايى كه الطاف الهى به روح انسان كه مركز تجلى ذاتى است افاضه مىشود .
ميعادگاه : يا اشاره به مقام ايمان است و يا به مرحلهء پيمان گرفتن خدا از نفوس بشر .
پايان سفر : راز حيات ابدى .
2 - جستجو مكن :
مطابق روايت نشانى بالاتر از خدا وجود ندارد .