شرح
1 - وى با قلبى آرزومند به داعى حق مىگويد :
در سرزمينها و منازل توقف كن جاهايى كه عرفا در مسير سفرشان در برابر علم بىپايان معبودشان آن را ناچيز مىشمارند .
بر روى خرابهها گريه كن : آثارى از عرفا باقى مانده است كه نمىتوانم خود را با آنان همگام نمايم .
منازل ويران شده : زيرا در ويرانهها شادى وجود ندارد و وجودشان به افرادى وابسته است كه در آن مىزيند .
2 - شترانشان :
آرزوها و شوقها .
سراب : دلايلى كه مىجويند زيرا دلايل و شواهد به وجود حق وابسته است كه در آنان ظهور پيدا مىكنند .
بيابان : مقام تجريد .
3 - آن را بزرگ و مهم مىنمايد :
آنان مهم و بزرگ مىنمايند زيرا بر عظمت و اهميت آنچه را كه جوياى آنند ، گواهى مىدهند . در اين مفهوم گفته مىشود كسى كه وجود نداشته مىتواند ، رخت بربندد و آنكه عدم در او راه ندارد چون خدا ، براى هميشه خواهد بود و خداوند فرمود : « چون سرابى است در زمين هموارى و اين مقام فروتنى و افتادگى است . » سوره 24 آيه 39 به اين معنى اشاره مىكند : « حتى چون آمد آن را نيافتش چيزى و يافت خدا را نزدش همان گونه كه علل ثانوى از او بوجود آمدهاند » بنابراين نويسنده مىگويد كه سراب بزرگ مىنمايد بدين معنى برترى انسان بر همه موجودات ديگر گواه قويترى است از سوى خدا ازآنرو كه وى كاملترين پديدهء آفرينش است آنگونه