تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
حسادت را برمىانگيزد : حسادت و رشك از ديدار اغيار برمىخيزد و كسى كه خدا را در هر چيز مىبيند احساس حسادت نمىكند زيرا خدا يكى است امّا ازآن‌رو كه خدا خود را در هر چيز متجلّى مىسازد حسادت به وجود حق امكان‌پذير است . مرگ : مقام و اساس فراست و باريك‌بينى انسان است كه او را وامىدارد كه با حقايق و دقايق الهى كه در اثر افاضات حق به وى اعطا شده ، خود را از حكومت تن ظلمانى برهاند .

11 - حاجر :

مقصود تنگبارترين و دورترين پردهء شكوه و عظمت الهى است هيچ هستى پديدارى نمىتواند به تجربه مستقيم دست يابد بجز اينكه نفحات آن بر قلوب عرفا به نوعى از تعشق بوزد .

12 - ابرهاى باران‌زا :

علوم و انواع مختلف معارف كه به ذات مقدس حق وابسته‌اند .

13 - اخترشناس :

بدين معنى آنچه را كه علوم در نسبتها و مفاهيم مختلف ارائه مىدهند در ذهن خود بسپاريم . جاسوس شب بيدار : شب مركز تجلّى ذات حق است نويسنده به كسى خطاب مىكند كه معشوق را مىجويد : خواست ما چنين است كه دوستم در شب باشى .

14 - اين شعر از مردم غافل يا فانى ياد مىكند .

15 - از طريق او و بوسيلهء او :

هرچند نمىتوان به وى دست يافت با وجود اين خدا آنچه را كه در تو است به نام تو نامگذارى مىكند و به تو نسبت مىدهد و سلطنت و قدرت كامل تو با صورت ذاتى خدا به تو نشان داده مىشود .

16 - با خورشيدها نجوى مىكند :