تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
و تو را هشدار مىدهند كه با تجلّى زيبايى ظاهرى و مادّى فريب نخورى چه چيزى جز خدا حقيقت ندارد يعنى او چون تو نيست بنابراين تو از آن او باش تا او از آن تو باشد .

7 - در عالم برزخ :

هركه عاشق موجودات روحانى و ملكوتى است و در اجسام مرئى و حسّى سكونت دارد از عالم انفاس و روايح جان تازه مىگيرد زيرا در اين حالت روح و قالب يكى گشته تا نشاط و طرب دوچندان گردد .

[ 8 - هنگامى اين پندارها و صور خيالى مورد تهديد قرار مىگيرند ، كه مطلقيت و كليت آنها در صور محدود شود ]

8 - هنگامى اين پندارها و صور خيالى مورد تهديد قرار مىگيرند ، كه مطلقيت و كليت آنها در صور محدود شود ، بگونه‌اى كه پندارى آنها پرده‌اى هستند كه چيزى را ظريف‌تر از آنچه تو مىبينى پنهان مىدارند و خود را مىپوشانند كه با ترك اين صور بار ديگر از آزادى بىانتها و ابدى بهره مىيابند .

قصيده هشتم سرزمينهاى كهن و عشق جديد

1 - سرزمينهايشان ويران و متروك شده است ، امّا عشق آنان هميشه در قلبم تازه است و كهنه نمىشود . 2 - اين خرابه‌هاى مساكن ايشان است و اين اشك چشمان آنها و به ياد ايشان جانها هميشه مىسوزند . 3 - از عشق آنان در پشت ستورانشان ندا دردادم ، اى كسى كه در زيبايى بىنيازى ، من در اينجا نيازمندم . 4 - گونه‌هايم را با نرم‌دلى و شور و احساس ، به خاك ماليدم ، امّا به عشق راستينى كه به تو مديونم مرا نااميد مگردان . 5 - كسى كه در اشكهايش غرق گشته و در آتش حسرت و اندوه بدون اينكه دم زند سوخته است . 6 - اى برافروزنده آتش شتاب مكن ، اين آتش عشق است ، بايستيد و از آن آتش ،