تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
نسبت او بهمهء افعال و اشياء مساويست و در علم كلى از علم الهى محقق است كه علم بشىء بوجه كلّيّت و اجمال نه بوجه خصوصيت و امتياز منشأ صدور او نمىتواند شد و الا ترجيح بلا مرجّح بلكه ترجّح بلا مرجّح ثابت مىشود پس مرجّح وجود آن در حقيقت امر ديگر خواهد بود نه علم فاعل و از مسلماتست كه فاعل مختار آنست كه فعل او مترتّب باشد بارادهء او ، و ارادهء واجب الوجود بالذات عبارتست از علم او بوجه خير در نظام اتم اشياء بر وجه رضا ، چنان كه در مبحث اراده محقق خواهد گرديد . و هرگاه علم بوجه خير در نظام اتم اشياء خالى از نحو تفصيل باشد در حقيقت اراده مرجّح نخواهد بود متفطن باش ، با اينكه بعد از تسليم اين معنى مفاسد سابقه به حال خود باقى است ، متدبّر باش . و هرگاه مقصود ايشان حصر نباشد و اين مرتبه از علم را نيز از مراتب علم واجب الوجود بالذات شمرده از فروعات علم ازلى دانسته باشند چنان كه محقق گرديد كه محذورى بر ايشان لازم نخواهد آمد . زعم اين فقير و اعتقاد او اين است كه مراد آن دو حكيم الهى يعنى سقراط و افلاطن اين معنى است نه آنچه كه از كلمات نقلهء مقالات ايشان ظاهر مىشود و قصور و اختلال از تصرفات ناقلين و ناقصين است چنان كه بفيلسوف اعظم نسبت داده‌اند كه بعلم حصولى ارتسامى قايل است و حال آنكه نه چنين است چنان كه گذشت . و شاهد اين دعوى كلام حكيم الهى ابو الوليد محمد بن رشد اندلسى است و بتفصيل مذكور گرديد متذكر باش و غنيمت شمار . مذهب چهارم مذهب فرفوريوس است و تحقيق در مذهب او همانست كه ببسط تمام بيان نمودم نه آنكه جمهور فهميده اتحاد عاقل و معقول را باتحاد اثنين كه در علم كلى از علم الهى مبرهن الفساد است حمل كرده ، قايل او را بسفاهت نسبت داده‌اند ، و حال آنكه بيان نمودم كه اين مذهب اختصاص به فرفوريوس ندارد ، بلكه از استاد خود فيلسوف اعظم اخذ نموده است و هرگاه چنين باشد كه ايشان فهميده‌اند در تزييف و تسفيه حق دارند . مذهب پنجم آنست كه علم واجب الوجود بالذات باشياء بعلم حضورى اشراقى است در مرتبهء ايجاد آن اشياء ، و تحقيق آن ببسط تمام در مقصد دوم گذشت ، و اين مذهب ، مذهب شيخ اشراق است در مصنّفات خود ، و مذهب محقق طوسى است در