تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
كه ناصّ است بر اين دعوا كلام اوست در ميمر عاشر آن كتاب « انّ كل صورة طبيعية فى هذا العالم هى فى ذلك العالم ، الا انّها هناك بنوع افضل و اعلى و ذلك انّها هيهنا متعلقة بالهيولى و هى هناك بلا هيولى ، و كل صورة طبيعيّة فهى صنم للصورة التى هناك الشبيهة بها ، فهناك سماء و ارض و حيوان و هواء و ماء و نار » يعنى هرصورت طبيعيّة كه در اين عالم است در آن عالم نيز آن صورت متحقق است و ليكن بنحو افضل و اعلى زيرا كه اينجا متعلق است بماده و آنجا بدون ماده است ، و هرصورت طبيعيّه اين عالم صنم است از براى آن صورتى كه در آن عالم است شبيه است اين صورت به آن صورت در نوع ، پس در آن عالم آسمان و زمين و حيوان و هوا و آب و آتش است چنان كه در اين عالم است ، ولى آنجا بنحو تماميّت و كمال است ، و اينجا بنحو قصور و نقصان ، و آنجا بنهج شدت و قوت است ، و اينجا بنهج ضعف و انكسار ، ذيل اين كلام طويل است و ايجاز مطلوب ، و همين‌قدر كه مذكور شد در اين باب كافى است . بعد از تمهيد اين مقدمه بدانكه ايشان ميگويند كه مثل الهيّه و ارباب عقليّه حاضرند در نزد مبدأ اعلى بانفس خود بحضور اشراقى و منكشفند از براى او بانكشاف تفصيلى حضورى و به همان حضور و انكشاف اصنام آن ارباب از اشباح مثاليّه و انواع جسمانيّه و اصناف ماديّه و اشخاص آنها در نزد واجب الوجود بالذات حاضر و منكشف ميشوند و كيفيت آن به نحوى است كه در ذيل لمعات سابقه و خصوصا در بيان نتيجهء الهيه محقق گرديد .

تنبيه " [ اشاره بعلم حق بمشرب اتباع افلاطن ]

بدانكه ظاهر از كلمات نقلهء كلمات ايشان آنست كه علم مبدأ اعلى باشياء منحصر به اين مرتبه و مقصور به اين كيفيت است ، و علمى از براى او باشياء پيش از وجود آن مثل الهيه و ارباب عقليّه در مرتبهء ذات علت اولى متحقق نيست ، و اين معنى غايت جسارت است در حق مبدأ خيرات و كمالات ، زيرا كه بنابراين لازم مىآيد كه واجب الوجود بالذات در مرتبهء ذاتش كه علت العلل و اول الاوايل است عالم بمعلولات و مجعولات خود نباشد زيرا كه آن صور مجرده موجودات عينيه و مجعولات بالذاتند و در مرتبهء ذات اقدس
لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 347 | ملا عبد الله مدرس زنوزى / سيد جلال الدين آشتياني