بشبههء ابن كمونه ، زيرا كه او معروف است بابداع اين شبهه ، و يكى از محققين گفته است كه اين شبهه را پيش از ابن كمونه ، ايراد نمودهاند ، چون او منشأ اشتهار شبههء مذكوره است باسم او شهرت يافته و بافتخار الشياطين مسمى گرديده است زيرا كه دفع آن شبهه را متعسر شمردهاند بلكه جماعتى از فضلا را خيال آنست كه دفع آن ، از براهين توحيد متعذر است ، از اين جهت است كه ذهنها در اين باب مشوش و خاطرها پريشان و دلها مضطرب گرديده است حتى بعضى از راه الجا و اضطرار مسألهء توحيد را از جملهء بديهيات مىشمارند چنان كه سابقا مذكور كردم .
بيان شبهه آنست كه چه عيب دارد كه دو هويت بسيطه مجهول الكنه باشند و هريك به تمام ذات خود از ديگرى ممتاز باشد و به تمام حقيقت خويش از ديگرى جدائى و افتراق بهمرساند و معنى وجوب وجود بالذات و مفهوم واجب الوجود بالذات از حاق حقيقت هردو و هويت بسيطه منتزع گردند و بهردو صادق آيند از قبيل صدق عرضيات نه از قبيل صدق ذاتيات تا در ذات هريك تركيب متحقق گردد ، و احتياج لازم آيد ، نمىبينى كه بنا بر اصالت ماهيت واجب الوجود بالذات ماهيتى از ماهيات است و معنى وجود و معنى وجوب وجود و مفهوم واجب الوجود زايدند بر ذات و عرضى از عرضياتند بلكه بنا بر اصالت وجود نيز اين معانى از جملهء عرضياتند . نمىبينى كه اصحاب اين طريقهء مرضيه معنى وجود مطلق بلكه مفهوم موجود مطلق را نسبت بحقايق عينيهء وجود عرض عام مىدانند و احدى توهم نكرده است كه انفس معانى مذكوره كه در اذهان عامه و خاصه حاصلند حقيقت واجب الوجود بالذات باشند مگر جماعتى از اراذل متصوفه گفتهاند كه : مفهوم وجود مطلق حقيقت واجب الوجود است ولى از حيز اعتبار بيرون و در نزد ارباب عقول موهون بلكه در نزد ارباب شعور اوهن از بيت عنكبوت است ، چنان كه در لمعات سابقه مذكور و محقق گرديد . پس ملخص شبهه اينست كه چه مىشود كه دو ماهيت بسيطه با دو وجود بسيط هردو واجب الوجود بالذات باشند و به تمام ذات بسيطه و صرف حقيقت احديت خود از هم ممتاز باشند و بنفس ذات خود منشأ انتزاع معنى وجوب وجود و مفهوم واجب الوجود باشند ، و صدق اين معنى بر آن دو هويت بسيطه از قبيل صدق عرضيات باشد ، چنان كه هردو فرقه به آن معترفند و جهت اشتراك ذاتى متحقق نگردد تا مستلزم جهت امتياز ذاتى باشد و تركيب در ذات واجب الوجود بالذات لازم آيد .
لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 152
مساهمون: ملا عبد الله مدرس زنوزى
ص١٥٢