به او نوشت و نسبت به وى اظهار محبت كرد . شعر ذيل از اوست :
من تو را دوست دارم ولى گرفتارم اگر مىتوانستم براى بزرگداشت حق دوستى خدمت مىرسيدم « 1 » .
22 - كندة بن هذيم طائى ، اين شعر را سرود :
اى سواره ! اگر خواستى خبر بده به همه افراد خاندان قبطى و خضف كه رابطه دوستى ميان ما را قطع نكنيد و اگر اعراض كنيد در اين صورت نيز به عدالت رفتار كردهايد « 2 » .
23 - مالك بن شرعى سكونى ، دعبل از او ياد كرد و گفت او اشعار بسيارى سروده است .
24 - مالك بن ابى حبال اسدى از دلاوران كوفه بود . وى در يكى از مناطق كوفه عليه حجاج قيام كرد . سرانجام حجاج او را اسير كرد و كشت .
25 - منذر بن طفيل ربعى مرثدى چنين سرود :
در برابر پيشامدهاى ناگوار روزگار من از خاندان عجل و سعد بن مالك حمايت مىكنم « 3 » .
26 - منذر بن ضحرابيدى گويد :
هرگاه روزى در مجلس عبدى با يكديگر روبهرو شوند هر يك از آنها شخص پست و فرومايهاى را مقابل خود مىيابد و اگر از او سؤال شود كه پدر كدام يك از مردم از همه پستتر است آن كسى كه تو از او سؤال مىكنى به عبدى اشاره مىكند « 4 » .
27 - مغيرة بن عبد اللّه بن اسود بن وهب او از خاندان ناعج بن عمرو بن اسد بود .
وى كنيهاش ابا معرض و يكى از شاعران و افراد شوخ طبع كوفه بود . مغيره در
هامش
( 1 ) -محبك شاك و لو يستطيع * أتاك لاعظام حق الصديق( 2 ) -أيا راكبا إما عرضت فبلغن * بنى قبطى كلهم و بنى خضففلا تقطعوا حبل المودة بيننا * و صدوا و انتم ان صددتم على النصف( 3 ) -كفيت بنى عجل و سعد بن مالك * من الدهر يوما كاسف الوجه اقتما( 4 ) -اذا المجلس العبدى يوما تقابلوا * رأى كلهم وجها لئيما يقابلهو ان سيل أي الناس الأم والدا * اشاروالى العبدى من انت سائله