تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
14 - على بن حمزهء كسايى ابو الحسن ، وى پيشواى كوفيان در علم نحو بود ، پيش از اين نام او را در بحث نحويان ذكر كرديم . 15 - فضالة بن شريك بن سلمان بن خويلد بن سلمة بن عامر موقد بن نمير بن اسامة بن والبة بن حرث بن ثعلبة بن دودان بن اسد ، شعر او حجت است وى هنگام مرگ يزيد بن معاويه اين اشعار را سرود : اگر تو شاهد گريه هند و رمله بودى كه چگونه به گونه‌هاى خود مىزدند با زن داغديده‌اى همدردى مىكردى كه روزگار تنها فرزندش را از او گرفت « 1 » . 16 - فضل بن عباس بن جعفر بن محمد بن اشعث خزاعى ، وى اشعار بسيارى دارد ، او حاكم بلخ و طخارستان بود و به كابل يورش برد و در آن شهر ، آثار نيكويى از وى بر جاى مانده است . دعبل خزاعى ، چكامه‌هاى زيادى دربارهء حضرت اباالفضل ( ع ) سروده است . 17 - فضل بن جعفر ابو على بصير بن فضل بن يونس كاتب انبارى ، خاستگاه آنها انبار بود ، سپس به كوفه رفتند و در نخع ساكن شدند و به سبب تيزهوشى و فراستش به او لقب بصير دادند ، فضل نابينا بود و در سال 251 ( ه . ق ) در سامرا درگذشت . 18 - فائد بن حبيب بن كميت بن ثعلبة بن نوفل بن نضلة بن اشتر بن جخوان بن فقعس اسدى ، مسلمان مشهورى بود . 19 - قعقاع بن شور ربعى ذهلى ، برخى از كوفيان اين شعر را دربارهء وى سرودند : من همنشين قعقاع بن شور بودم و هيچ يك از همنشينان وى تيره بخت نشد « 2 » . 20 - قحيف عقيلى بن حمير بن سليم ندى بن عبد اللّه بن عوف بن حزن بن خفاجه و نامش معاوية بن عمرو بن عقيل بود و براى حكومت عباسيان شاعرى بزرگ و گرانمايه بود . او درباره آشوبى كه هنگام قتل وليد بن يزيد رخ داد ، قصيده‌اى سرود . 21 - قاسم بن احمد كاتب ، كنيه‌اش ابو الحسن بود و عبيد اللّه بن عبد اللّه بن طاهر نامه‌اى
هامش
( 1 ) -و انك لو شهدت بكاء هند * و رملة إذ تصكان الخدودارأمت بكل معولة ثكول * أباد الدهر واحدها الفقيدا( 2 ) -و كنت جليس قعقاع بن شور * و لا يشقى بقعقاع جليس