صد كتاب نوشتند و آن را اصول اربعمائه ناميدند و امروزه بسيارى از آنها در دسترس است ، آن حضرت ( ع ) در روزگار ابى العباس سفاح به مدت دو سال در كوفه ماند و شيعيان از تمام راهها به صورت گروهى و انفرادى نزد آن حضرت مىآمدند تا از چشمهء گوارا و سرشار علم و دانش وى سيراب شوند و در زمينهء علوم مختلف احاديثى از آن حضرت روايت كنند . محل سكونت امام صادق ( ع ) در محله بنى عبد قيس بود .
محمد بن معروف هلالى مىگويد : « به حيره نزد امام صادق ( ع ) رفتم ، به سبب كثرت جمعيت نتوانستم او را ببينيم . چون روز چهارم فرا رسيد حضرت ( ع ) مرا ديد و نزد خود فرا خواند ، مردم از پيرامون وى پراكنده شدند . حضرت ( ع ) به سوى مرقد امير مؤمنان ( ع ) حركت كرد به دنبال وى رفتم ، در حالى كه همراه آن حضرت مىرفتم ، سخن او را مىشنيدم » .
حسن بن على بن زياد و شاء بجلى به عيسى قمى گفت : من در اين مسجد ( منظورش مسجد كوفه بود ) نهصد راوى حديث ديدم كه همه مىگفتند من از امام صادق ( ع ) روايت مىكنم .
ابان بن تغلب بن رباح ابو سعيد بكرى جريرى - غلام جرير بن عباد كوفى - مقيم كنده متوفاى سال 141 ( ه . ق ) « 1 » از كسانى است كه بيش از همه از امام صادق ( ع ) حديث نقل كرده است . وى از آن حضرت ( ع ) 30000 حديث روايت كرده است .
محمد بن مسلم بن رياح ابو جعفر اوقص طحان اعور سمان طائفى كوفى متوفاى سال 105 ( ه . ق ) از كسانى است كه احاديث زيادى از امام صادق ( ع ) و پدرش امام باقر ( ع )
هامش
( 1 ) - ذهبى در ميزان الاعتدال گويد : ( ابان بن تغلب اهل كوفه و شيعهء عالى قدر و راستگويى بود . ما به صداقت او معتقديم ولى به بدعت او كارى نداريم ، اگر شخصى بگويد چگونه ثقه دانستن بدعت گذارى جايز است در حالى كه معناى ثقه عدالت و كمال و درستى است و چگونه بدعت گذارى را عادل بدانيم ؟ جواب او اين است كه بدعت بر دو قسم است : بدعت كوچك مانند غلو تشيع يا تشيع بدون غلو و دروغگويى ، بسيارى از تابعان و پيروانشان با وجود ديندارى و پارسايى و راستگويى اين گونه هستند ، بنابراين اگر حديث آنها رد شود ، بسيارى از آثار پيامبر ( ص ) نيز از ميان مىرود و اين زيان و فساد آشكارى است ) بنابراين در كلام وى بينديش ( اگر حديث آنها رد شود ، بسيارى از آثار پيامبران از ميان مىرود . . . ) تو از اين سخن پيشينه شيعه را در علم و فزونى آنان را در دوران اول در كوفه و جز آن در مىيابى - م .