اميدوار باشيد آيا در هر روز براى پيامبر ( حضرت محمد ص ) انسانى پاك از خاندانش را كشته و به خون آغشته مىكنيد « 1 » شما با كشتن اين افراد ، دين خودتان را مىفروشيد و چه پيشوايان بدى هستيد شگفتا ! كه دين خدا دستخوش آشفتگى شده است « 2 » .
تا اين كه گفت :
آيا پس از اين شخصى كه كنيهاش حسين ( ع ) و شهيد شما بود هنوز چراغهاى آسمان نورافشانى مىكند ؟ « 3 »
در كتابهاى مقتل ، قصيدههاى ديگرى نيز در رثاى يحيى آمده است كه مىتوانيد به آنها رجوع كنيد .
حادثهء حسين بن احمد طالبى
مردى از طالبيان به نام حسين بن احمد بن حمزة بن عبد اللّه بن حسين بن على بن ابى طالب ( ع ) در سال 251 ( ه . ق ) در كوفه قيام كرد ، او محمد بن جعفر بن حسن بن جعفر حسن بن حسن بن ابى طالب ( ع ) را به جانشينى خويش منصوب كرد ، كنيهء وى ، ابو احمد بود ، مستعين عباسى ، مزاحم بن خاقان را به جنگ او فرستاد . حسين همراه گروهى از بنى اسد و زيديان در اطراف كوفه زندگى مىكرد . وى احمد بن نصير بن حمزة بن مالك خزاعى ، كارگزار خليفه را از آنجا به كاخ ابن هبيره راند .
سپس مزاحم و هشام بن ابى دلف عجلى متحد شدند . مزاحم به سوى كوفه لشكر كشيد و مردم كوفه علوى را به جنگ آنها واداشت و به آنها وعدهء پيروزى داد . مزاحم پيش رفت و نبرد كرد .
پيش از آن ، مزاحم ، يكى از فرماندهان را با گروهى روانه كرده بود تا از پشت به اهل
هامش
( 1 ) -امامك فانظر اى نهجيك تنهج * طريقان شتى مستقيم و اعوجالا ايهذا الناس طال ضريركم * بآل رسول اللّه فاخشوا او ارتجواأفى كل يوم للبنى محمد ( ص ) * قتيل زكى بالدماء مضرج( 2 ) -تبيعون فيه الدين شرائمة * فلله دين اللّه قد كان يمرج( 3 ) -ابعد المكنى بالحسين شهيدكم * تضيىء مصابيح السماء فتسرج