خونخواهى انجام يابد « 1 » .
شعراى ديگر نيز در رثاى يحيى اشعار بسيارى سرودند زيرا وى خوشرفتار و پرهيزكار بود ، يكى از شاعران در سوك وى چنين سرود :
اسبها پس از يحيى از غم و اندوه گريستند حتى شمشير پولادين و جلا يافته هندى هم بر او گريست مردم عراق در شرق و غرب هم بر او گريستند قرآن و وحى منزل هم بر او گريست مسجد ، خانهء كعبه ، ركن و حجرالاسود همه بر او گريستند « 2 » چگونه آسمان بر سر ما فرو نمىريزد در روزى كه مىگويند ابو الحسين كشته شده است ؟ همه دختران پيامبر ( ص ) اندوه و حزن خود را آشكار كردهاند آنها دردمندند و اشكهايشان روان است شمشير دشمنان چهره او را بريد پدرم فداى آن چهر زيبا باد ! يحيى در دلم سوزى بر جاى نهاد كه آن سوز گداز ، تنم را آزار مىدهد كشته شدن او ، شهادت على ( ع ) و حسين ( ع ) و وفات پيامبر ( ص ) را به ياد مىآورد پيوسته درود خداوند بر آنها باد تا زمانى كه هر دردمندى بگريد و هر داغديدهاى بنالد « 3 » .
ابوالفرج در كتاب مقاتلش قصيداى در 110 بيت از على بن عباس رومى در رثاى يحيى ذكر كرده كه ابيات نخست آن چنين است :
به رو به روى خودت بنگر ! كدام راه را مىپيمايى ؟ دو راه مختلف راست و كج در برابر توست اى انسانها ! ضرر و زيان شما به خاندان پيامبر ( ص ) فزونى يافته ، بترسيد يا
هامش
( 1 ) -يا بنى طاهر كلوه و بيأ * ان لحم النبى غير مرىان وترا يكون طالبه اللّ * ه لوتر نجاحه بالحرى( 2 ) -بكت الخيل شجوها بعد يحيى * و بكاه المهند المصقولو بكته العراق شرقا و غربا * و بكاء الكتاب و التنزيلو المصلى و البيت و الركن * و الحجر جميعا له عليه عويل( 3 ) -كيف لم تسقط السماء علينا * يوم قالوا ابو الحسين قتيلو بنات النبى تبدين شجوا * موجعات دمو عهن همودلقطعت وجهه سيوف الاعادى * بابى وجهه الوسيم الجميلان يحيى ابقى بقلبى غليلا * سوف يودى بالجسم ذاك الغليلقتله مذكر لقتل على * و حسين و يوم اودى الرسولصلوات الإله وقفا عليهم * ما بكى موضع و حسن ثكول