تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
گريخت و كيجور ، او را تعقيب كرد . گروهى از يارانش كشته و اسير شدند و كيجور به كوفه بازگشت . وى چون به امور كوفه رسيدگى كرد ، بدون دستور خليفه به سامرا بازگشت . خليفه گروهى از فرماندهان را فرستاد و در ماه ربيع الاول سال 257 ( ه . ق ) او را در محل عكبرا كشتند . « 1 »

حادثهء قرامطه

آغاز پيدايش اين مذهب چنين بود كه مردى از آنها از ناحيه خوزستان به اطراف كوفه آمد و در محلى به نام نهرين تظاهر به زهد و تقوا مىكرد و با برگهاى درخت خرما بافندگى مىكرد و از دسترنج خود ، امرار معاش مىكرد و بسيار نماز مىخواند . وى مدتى بدين حال سپرى كرد ، هنگامى كه كسى نزد او مىنشست وى از ديندارى سخن مىگفت و او را به ترك دنيا تشويق مىكرد و مىگفت : در هر شبانه روز پنجاه ركعت نماز بر مردم واجب شده است . اين مطلب همه جا منتشر شد كه او ، مردم را به پيروى امامى از اهل بيت پيامبر ( ص ) فرا مىخواند . او پيوسته چنين مىكرد تا اين كه بسيارى از مردم ، دعوتش را پذيرفتند . او در آن‌جا نزد بقالى مىنشست روزى گروهى پيش آن بقال رفتند و از او خواستند تا مردى امين براى نگهدارى خرمايى كه از نخلها چيده بودند ، معيّن كند . بقال آن مرد را بر آنها معرفى كرد و گفت : اگر او نگهدارى از خرماى شما را بپذيرد بهترين كس است . آنها با وى گفت و گو كردند و او با مزدى معيّن پذيرفت و از خرما نگهدارى مىكرد . بيشتر روزها نماز مىخواند و روزه مىگرفت و هنگام افطار از آن بقال ، يك رطل خرما مىخريد و افطار مىكرد ، وى هسته‌هاى آن خرماها را جمع مىكرد و به بقال مىداد ، چون بازرگانان خرماى خود را حمل كردند ، مزد اجيرشان را نزد بقال حساب كرده ، به او پرداختند . آن مرد هم بهاى خرمايى را كه از بقال گرفته بود ، محاسبه كرد و پول هسته‌ها را از آن كاست .
هامش
( 1 ) - تاريخ ابن اثير ، ج 7 ، در بيان حوادث سال 256 ( ه . ق ) و مقاتل الطالبيين ابى الفرج - م .