و گفت : صبر كنيد تا نظر مختار را جويا شويم ولى آنها قبول نكردند ، چون مختار اطلاع يافت ، رنجيد .
مختار آمد به مردم اميد داد ، محبت اشراف را نسبت به خود جلب كرد و روش نيكويى را در پيش گرفت . به او گفته شد كه ابن مطيع به خانهء ابو موسى پناه برده است ولى مختار پاسخى نداد و سكوت كرد . چون شب فرا رسيد ، يكصد هزار درهم براى او فرستاد و گفت : با اين مبلغ وسايل سفر خود را فراهم كن ، زيرا من از پناهگاه تو آگاه شدم و تو به سبب تنگدستى قادر به سفر نيستى و آن دو با هم دوست بودند .
مختار از بيتالمال ، نه مليون درهم به دست آورد و به هر يك از يارانش كه هنگام محاصرهء ابن مطيع همراه وى جنگيدند و تعدادشان پانصد و سه نفر بود ، پانصد درهم پرداخت و به شش هزار نفر از يارانش كه پس از محاصره قصر رسيدند و يك شب و سه روز همراه وى ماندند ، دويست درهم داد . مختار مردم را با مهربانى و خوش رويى مىپذيرفت ، و با بزرگان و اشراف همنشينى مىكرد .
مختار فرصت يافت تا به تعقيب قاتلان امام حسين ( ع ) كه در كشتن آن حضرت شركت داشتند ، بپردازد و در اين راه بسيار كوشيد و براى غلبه يافتن بر آنها از هيچ كارى فروگذار نكرد و به تعقيب آن ناپاكان پرداخت و هجده هزار نفر از آنان را به قتل رسانيد ، و به سبب شدت خونريزى و كشتار ، حدود ده هزار نفر از بزرگان كوفه به بصره گريختند و به مصعب پيوستند و چنان كه دينورى در كتاب اخبار طوال خود نقل كرده است ) . در ميان آنها شبث بن ربعى نيز حضور داشت كه سوار قاطرى بود كه دم و اطراف گوشش قطع شده بود . او جامهء پارهاى در برداشت و با صداى بلند كمك مىطلبيد . اشراف به مصعب گفتند : بيا به جنگ اين گمراه برويم كه خانههاى ما را ويران كرد و او را به جنگ عليه مختار تحريك كردند .
علىرغم اين تلاش و كوشش ، مقدّر بود كه ابن زبير ، مختار را به همراه چهار صد تن از يارانش به مدّت سه يا چهل روز محاصره كند - البته پس از اين كه جنگ سختى ميان آنها درگرفت و گروه بسيارى كشته شدند - تا اين كه غذايشان تمام شد . در قصر ، ابو طفيل عامر بن وائله - يكى از ياران پيامبر اكرم ( ص ) - همراه مختار بود ؛ چون وضعيت
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى ) — صفحة 404
مساهمون: سعيد راد رحيمى
ص٤٠٤