تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
شنوا و مطيع بوده‌اند . من يار خود را از فرمانبردارى و نبرد شما آگاه خواهم كرد و خداوند بر كارها غالب است . آنها از وى تشكر كردند . . . ابن مطيع از قصر خارج شد و به خانهء ابو موسى رفت و فرزند اشتر از راه رسيد و وارد قصر شد و ياران ابن مطيع در را بر روى او گشودند و به او گفتند : اى فرزند اشتر ! آيا ما ، در امان هستيم ؟ گفت : شما در امان هستيد ، آنها نيز خارج شدند و با مختار بيعت كردند . مختار وارد قصر شد و شب را در آن‌جا به سر برد . روز بعد اشراف مردم بر در مسجد و قصر اجتماع كردند . مختار وارد مسجد شد و منبر رفت و پس از حمد و ثناى پروردگار گفت : ستايش خداوند را كه به ولى خود وعده پيروزى داده و زيان و هلاكت را نصيب دشمنانش كرد ، و وعدهء پيروزى را تا آخر روزگار قابل اجرا و حتمى قرار داده است و دروغگو ، رستگار نمىشود . اى مردم ! براى ما پرچمى افراشته و آرزويى برآورده شده است . به ما گفته شده كه پرچم را برداريم و به سوى هدف خويش رهسپار شويم و از راه راست منحرف نشويم . دعوت فراخوان را اجابت كنيم و به سخن آگاهان و خردمندان گوش فرا دهيم ، چه بسيار مردان و زنانى كه بر كشتگان حادثه گريستند ، و نفرين بر كسى كه ستم كند ، رو گردان شود ، سركشى كند ، دروغ گويد و بىاعتنايى كند . اى مردم ! داخل شويد و بيعت هدايت و رستگارى كنيد . سوگند به خداوندى كه آسمان را سقفى بسته و در زمين دره‌ها و راهها قرار داد و شما پس از بيعت با حضرت على بن ابى طالب ( ع ) و خاندانش ، بيعتى هدايت بخش‌تر از اين نكرده‌ايد . سپس از منبر پايين آمد . بزرگان كوفه ، نزد وى رفتند و با او به شرط عمل كردن به قرآن و سنّت پيامبر ( ص ) و خونخواهى اهل بيت و نبرد با منحرفان و دفاع از ناتوانان و نبرد با كسانى كه با آنها بجنگند و صلح با كسانى كه با آنها سازش كنند ، بيعت كردند . منذر بن حسان و فرزندش حسان از جمله كسانى بودند كه با وى بيعت كردند و چون از نزد او رفتند ، با سعيد بن منقذ ثورى روبه‌رو شدند كه گروهى از شيعيان همراهش بودند . چون شيعيان پدر و پسر را ديدند ، گفتند : به خدا سوگند ، اين دو از سران ستمگران هستند . لذا منذر و فرزندش حسان را كشتند . سعيد آنها را از اين كار برحذر داشت