تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
گروه امويان كشته شدند و در اين جنگ فرزند زياد بن ابيه كه با سواران و پيادگانش فرزند رسول خدا را لگدمال كرد ، به هلاكت رسيد . و پيش از اين جنگى ميان ابن زياد و يزيد بن انس اسدى ( ره ) به وقوع پيوست كه در آن يزيد مذكور ، به شهادت رسيد . در فاصلهء ميان اين دو جريان ، كوفيان پيمان خود با مختار را شكستند و او ابن اشتر را از رفتن نزد ابن زياد باز گردانيد ، تا اين كه خشم و هيجان آنها فرو نشست و پراكنده شدند . سپس مختار به جنگ ابن زياد بازگشت . در اين هنگام ، مختار را به ادعاى پيامبرى و دريافت وحى الهى متهم كردند و اين اتهام يكشبه و براى متفرق كردن مردم از پيرامون وى طرح‌ريزى شد زيرا پيوسته آنان كسى را كه چنين ادعايى داشت تكفير مىكردند و قتل او را واجب مىدانستند ، و مخصوصا براى پراكندن شيعيان از پيرامون مختار ، وى را به دوستدارى مخالفان اهل بيت ( ع ) و عدم استقامت و پايدارى در راه هدفش متهم مىكردند و براى اين كه پارسايان و پرهيزكاران طرفدار مختار را از او دلسرد و نااميد كنند ، گاهى دروغهايى را به وى نسبت مىدادند و گاهى او را به دوستدارى حكومت و جاه‌طلبى متهم مىكردند و همچنين مىگفتند : مختار با دعوت به خونخواهى خاندان پيامبر ( ص ) افراد ساده لوح را به دام مىاندازد . دشمنان مختار ، ميان بزرگان كوفه شايع كردند كه مختار ، افراد غيرعرب را به خودش نزديك كرده ، آنها را با عربها در غنايم شريك مىكند و عجم را بر عرب مسلط كرده است ، بدين ترتيب ، گروهى از آنان را از يارى دادن مختار باز داشتند . مختار ، اين گونه در معرض دشنامها و حوادث ناگوار قرار گرفت ، تا اين كه در طول زمان ، افراد بىتجربه ، آن تهمتها را حقايقى پنداشتند كه از دورانهاى گذشته برجاى مانده بود . من تعجب نمىكنم از هواپرستانى كه اين سخنان را در قرنهاى تاريك بگويند ، بلكه در شگفتم از شخص باتجربه كارآزموده‌اى مانند شيخ على محفوظ ، استاد دانشگاه الازهر كه در عصر تمدن رشد كرده است و با وجود اين در كتابش از اين هواپرستان پيروى مىكند ، گرچه شعله‌هاى افروختهء كينه ، صاحبش را به سوى تعصّبات كور سوق مىدهد . ميان مختار و عبد اللّه بن زبير ، كينهء استوارى بود . ابن زبير آرزو داشت كه مختار را نزد
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى ) — صفحة 392 | سعيد راد رحيمى / السيد حسين البراقي النجفي