انتقام گيرنده از دشمنان دين و طالب حقوق پايمال شده هستم ، شما آماده و مهيا شويد و بشارت دهيد كه شما را به كتاب خدا و سنت پيامبر ( ص ) و خونخواهى خاندان او و دفاع از افراد ناتوان و نبرد با منحرفان دعوت مىكنم والسلام « 1 » .
سپس مختار در كوفه قيام كرد ، كه در مبحث آينده از ماجراى آن آگاه خواهيد شد .
حادثهء مختار بن ابى عبيد ثقفى
مختار ، « 2 » نخستين شخصيت بزرگ امّتش نبود . او ميان بزرگانى از خاندان ثقيف كه از رهبرى ، حكمرانى ، فرماندهى لشگر و شهرت در ميان مردم برخوردار بودند بسيار خوب پرورش يافت .
ابن قتينه در كتاب معارف ، ص 175 مىگويد : مسعود ، پدربزرگ مختار و بزرگ مكه و طائف بود . گويا منظور آن شخص از كلامى كه خداوند آن را از مشركان قريش نقل مىكند ، مسعود پدربزرگ مختار باشد ، آيهء شريفهء
لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ
« 3 » .
ابن حجر در اصابه ( ج 3 ، ص 412 ) به نقل از فرزند ابى حاتم از ابن مردويه از ابن عباس مىگويد : اين آيه دربارهء مردى از قبيلهء ثقيف و مردى از قبيلهء قريش نازل شد و منظور از ثقفى ، مسعود بن عمرو است .
در زمان جنگ با دشمنان و تعقيب اشرار ، دشنام دادن به كسى كه مىخواستند او را بكشند ، امرى طبيعى بود ، و تا حدّ امكان از عوامل بدنام كردن نظير سخنان مرگبار و زشت استفاده مىكردند تا احساسات او را برمىانگيخت و به سبب اين سخنان بيهوده از قدرت او كاسته مىشد ، قدرتى كه به وسيلهء آن به سوى هدف خود رهسپار بود ، و آن را
هامش
( 1 ) - تاريخ ابن اثير در بيان حوادث سال 65 ( ه . ق ) - م .
( 2 ) - ابو اسحاق مختار بن ابى عبيد مسعود بن عمرو بن عمير بن عوف بن عبدة بن غبرة بن عوف بن ثقيف ثقفى .
ابن حجر در كتاب اصابه و حاشيه استيعاب ، ج 4 ، ص 130 و ابن اثير در اسد الغابه ، ج 4 ، ص 236 نيز نسب مختار را چنين ذكر كردهاند - م .
( 3 ) - زخرف / 31 : و گفتند چرا اين قرآن بر مرد بزرگى از اين دو شهر ( مكه و طائف ) نازل نشده است ؟ ( مترجم ) .