بن نجبه ، سليمان ، رفاعه و افرادى را كه سختگيريها تأثيرى در اراده آنها نداشته است و فريب وعدههاى دروغين او را نخورده بودند به زندان انداخت و ديگران را به خدمت گمارد ، پس از آن بيشتر راحت طلبان به گوشهء خانهها پناه بردند .
مسلم - همان كسى كه بيش از سى هزار نفر با او بيعت كردند - پس از دستگيرى ، دوستان بزرگ و با نفوذش مانند مختار ثقفى و سليمان خزاعى تنها و بىياور ماند ، لذا به دوستش هانى پناه برد . هانى از نظر سن ، مقام ، فراست و قبيله بزرگترين شخصيت كوفه به شمار مىرفت زيرا بيش از هشتاد سال عمر داشت ، و رئيس كنده ، بزرگترين محلهء كوفه بود ، به طورى كه هرگاه ، يارى مىخواست ، سى هزار مرد مبارز به كمك او مىشتافتند . هانى و پدرش از دوستداران حضرت على ( ع ) و ياران وى در جنگهاى عراق به شمار مىرفتند .
هانى به گرمى به او خوشآمد گفت و به او پناه داد ، تا زمانى كه خداوند ، گرفتارى او را بر طرف كند و هانى براى اين كه دعوت ابن زياد را اجابت نكند ، به منظور مدارا با او خودش را به بيمارى زد ولى ابن زياد به هانى و سابقهء او چشم داشت و فريب دادن افراد با نفوذ و مؤثرى همچون او را كمك بزرگى براى اجراى اهدافش مىدانست .
گويند : هانى و يا شريك به مسلم بن عقيل ، پيشواى خاندان عقيل و نمايندهء امام حسين ( ع ) پيشنهاد كرد تا ابن زياد را با فريب و به طور ناگهانى بكشد ولى مسلم در پاسخ چنين گفت : من از خاندانى هستم كه از خيانت بيزاريم .
اين جمله ، مفهومى ژرفت و وسيع دارد . خاندان على ( ع ) به سبب پايبندى به حق و صداقت با خيانت و حيلهگرى ، حتى هنگام ضرورت نيز مخالف بودند و پيروزيى را كه با نيروى حق ولى دير به دست آيد بر پيروزيى كه با فريب و نيرنگ ولى زود فراهم آيد ، ترجيح مىدادند ، و اين روش آنان در ميان گذشتگان آنها مشهور است و جانشينان آنها نيز اين شيوه را به ارث بردهاند ، چنان كه گويى آنها براى برپايى حكومت حقّ و فضيلت در دل عارفان پاكباخته آفريده شدهاند ، و تاريخ ، جايگاه ويژه آنها را در دلها حفظ كرده است .
ابن مرجانه با نيرنگ زمينه قتل هانى را فراهم كرد . لذا او را به بهانهء بحث و تبادل نظر
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى ) — صفحة 370
مساهمون: سعيد راد رحيمى
ص٣٧٠