تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
يا كم نبود . فرمانده قبايل كنانه ، اسد ، تميم ، رباب و مزينه ، معقل بن سيار رياحى بود . فرمانده سبع ، قيس بن سعد بن مسعود ثقفى عموى مختار بود ، فرمانده بكر و تغلب ، و علة بن محدوج ذهلى بود ، فرمانده قبيله مدحج و اشعريها ، حجر بن عدى بود و فرمانده جبيله و انمار و مثعم و ازد ، مخفف بن سليم ازدى بود ، همه درذى قار به خدمت حضرت على ( ع ) رسيدند ، حضرت على ( ع ) با گروهى از پيروانش به استقبال آنها رفت ، ابن عباس هم همراه آنها بود ، حضرت ( ع ) به آنها خوش آمد گفته ، چنين فرمود : اى مردم كوفه ! شما با پادشاهان عجم نبرد كرديد و اجتماع آنان را درهم شكستيد تا آن كه ميراث آنها به شما رسيد . آن گاه ، منطقهء خود را حفظ و از آن دفاع كرديد و مردم را عليه دشمنان يارى كرديد ، من شما را دعوت كردم تا همراه ما و برادرانمان از اهل بصره حضور يابيد . اگر آنها برگردند و با ما همراه شوند كه بازگشتن آنها خواستهء ماست و اگر به لجاجت و دشمنى بپردازند ، ما با آنها مدارا مىكنيم تا آن كه خودشان ظلم و ستم را شروع كنند و صلاح را در هر حال بر فساد ترجيح خواهيم داد ، به خواست خداوند . سپس آنها به بصره رفتند و كارشان به آنجا رسيد كه مشهود است .

حادثهء امير مؤمنان حضرت على ( ع )

اين حادثه ، مهمترين ، اندوهبارترين و سخت‌ترين حادثهء اسلام بود . شيخ مفيد در كتاب ارشاد از فضل بن دكين از حبان بن عباس از عثمان بن مغيره روايت كرده ، كه گفت : چون ماه رمضان فرا مىرسيد ، حضرت على ( ع ) يك شب نزد امام حسن ( ع ) شبى نزد امام حسين ( ع ) و شبى نزد عبد اللّه بن عباس - جعفر خ ل - برادرزاده و دامادش افطار مىكرد و بيش از سه لقمه تناول نمىفرمود و در يكى از اين شبها ، يكى از فرزندانش سبب كم خوراكى او را پرسيد ؟ فرمود : امر خدا ( مرگ ) خواهد آمد و مىخواهم در حال گرسنگى دعوت حق را اجابت كنم و فقط يك يا دو شب ديگر مانده است و آخر همان شب ضربت خورد . حضرت على ( ع ) پيش از اين كه از دنيا برود ، به خانواده و پيروانش از شهادت خود خبر داد : حضرت على ( ع ) بر فراز منبر فرمود : چه چيز باز مىدارد بدبخت‌ترين اين امت را كه