سنجش را ترازوى مردم مكه قرار داد ، و در روايتى ، ترازوى مدينه ذكر شده است . زمانى كه ابو بكر به خلافت رسيد ، هيچگونه تغييرى در معاملهء آنها نداد . همچنين هنگامى كه عمر عهدهدار حكومت شد ، از آن جلوگيرى نكرد و به همان صورت باقى گذارد .
چون سال 18 ( ه . ق ) فرا رسيد هيأتهايى نزد وى آمدند . يكى از آنها ، هيأت بصره بود كه احنف بن قيس در ميان آنها بود . وى دربارهء امور مردم بصره و جز آن با عمر بن خطاب صحبت كرد . پس از آن ، عمر ، درهمها را با نقش كسروى ضرب كرد و به همان صورت طرحريزى كردند ، با اين تفاوت كه در برخى ( الحمد للّه ) و در بعضى ( محمد رسول اللّه ) و در سكههاى ديگر ( لا إله الا اللّه وحده ) افزوده ، و در اواخر عمرش وزن هر ده درهم را شش مثقال معيّن كرد .
دميرى در كتاب حيات الحيوان ، ج 1 ، در فصل خلافت عبد الملك بن مروان ، سبب نامگذارى درهم به بغلى را ذكر كرده ، مىگويد : رأس بغل ( نام يك ضرب كننده مشهور سكه است ) در زمان اسلام براى عمر بن خطاب سكه كسروى ضرب مىكرد كه بر روى آن تصوير پادشاه نقش بسته بود و زير تخت به فارسى نوشته شده بود ( نوش خور ) يعنى بخور ، گوارايت باد .
هنگامى كه عثمان بن عفان به حكومت رسيد ، درهمهايى با نقش ( اللّه اكبر ) ضرب كرد . برخى از متخصصان از جلد 17 دائرة المعارف انگلستان ، ص 904 ، چاپ سيزدهم چنين نقل كردهاند : « حضرت على ( ع ) نخستين كسى بود كه در سال 40 ( ه . ق ) مطابق با 166 م در بصره دستور داد تا سكههاى اسلامى را بر نقره ضرب كنند » .
در مجله مقتطف ، ج 49 ، ص 58 چنين آمده است ، در دوران خلافت حضرت على ( ع ) در اطراف سكهاى كه در سال 27 ( ه . ق ) با خط كوفى ضرب شده بود ( ولى اللّه ) نقش بسته بود .
در زمان حكومت معاويه ، سكههاى خرد سياهى از شش دانگ ضرب مىكردند كه حدود پانزده قيراط وزن داشتند و از يك حبّه و دو حبّه كمتر بودند . زياد هم در زمانى كه فرماندارى كوفه و بصره را برعهده داشت ، از اين نوع سكهها ضرب كرد و وزن هر ده درهم را هفت مثقال قرار داد ، و جملاتى بر روى آن نوشت . اين سكهها جايگزين
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى ) — صفحة 321
مساهمون: سعيد راد رحيمى
ص٣٢١