بر كنار شد ، وضعيت او تا زمان كشته شدنش در سال 694 ( ه . ق ) چنين بود . جسد او در حرم حضرت موسى بن جعفر ( ع ) به خاك سپرده شد . وى هنگام مرگ شصت سال داشت . فخر الدين ، اشعار خوبى مىسرود و داراى اشعار بسيارى است . صاحب علاءالدين بن جوينى و برادرش شمس الدين از شعرهاى او تعريف كردهاند . وى آخرين اشعارش را در زندان دارالنيابه در بغداد و چند روز قبل از كشته شدن سرود . اشعار ذيل را به دستخط او يافتم :
اين سخن را كه مىگويند عمر ما به بيهودگى گذشته است رها كن و بر مقدّرات شكيبا باش اگر مصيبتى به تو روى آورد ، صبر پيشه كن زيرا صبر ، زيباترين زيور انسان است .
تا آنجا كه وى گفته است :
تمام حوادث روزگار براى انسان آسان است اگر انسان در طول آنها سالم بماند به ستمگران بگو ، واى بر سرنوشتى كه در انتظار شماست خوشحال باشيد كه شير شرزه از ميان شما رفت به شمشيرهاى بران بگو كه در نيامها بمانيد كه من از دنيا رفتم مرگ مظفر شير بيشه نزديك شده است پس از وى دشمنانش خوشحال مىشوند « 1 » .
( رجوع كنيد به كتاب حوادث جامعه ، مبحث حوادث سال 496 ( ه . ق ) - م .
عز الدين عبد العزيز اربلى ، حكومت كوفه را عهدهدار شد ، و در سال 687 ( ه . ق ) به امير اشراف ، سعد الدوله در عراق دستور داد تا اموالى را كه در آن سال به عنوان قرض از مردم گرفتهاند باز پس دهند . سپس فرمانداران ولايتها و مسئولان نسبت به باقيماندهء اموالى كه نزدشان بود ، مورد بازخواست و بدرفتارى قرار گرفتند ، لذا اموال ، بسيارى را پس دادند . عز الدين عبد العزيز اربلى را زدند و او مجبور شد تا املاكش را بفروشد ، ولى
هامش
( 1 ) -القول فيما مضى من عمرنا هدر * فدعه و اصبر لا ياتى به القدرو استشعر الصبر إن نابتك نائبة * فالصبر اجمل ما حلي به البشرو كل حادثه فى الدهر هينة * اذا غدا سالما فى طيها العمرقل للعتات من الغايات و يحكم * طيبوا فقد فقد الرئبالة الذمرو قل لبيض السيوف المرهفات لدى ال * اغماد قرى فقد اودى به القدرمضى المظفر ليث الغاب عن كثب * فليهنى اعداءه من بعده الظفر