حبيب الله بچهسقّا به اتفاق همدستان اصلىاش اعدام شدند . او تنها فرمانرواى غيرپشتوى افغانستان در عصر جديد « 1 » و حكومتش نمايندهء آخرين تظاهر عمدهء نظام ايلى در كشور است .
جلوس نادر شاه بر تخت سلطنت ، دريچهء يگانهاى را كه سلطنت امان الله گشوده بود ديگربار بست . او مجددا نظم را برقرار و وحدت ملى را تجديد كرد ، گو اينكه كوهدامن و هرات ، مراكز عمدهء رژيم حبيب الله ، به ترتيب تا 1309 ش / 1930 و 1310 ش / 1931 ، تسليم حكومت مركزى نشدند . سپس سياست آشتى با انگليس را در پيش گرفت و گرايشهاى آزادىخواهانه را موقوف كرد . بسيارى از اصلاحات دههء گذشته رها شد و قانون اساسى جديدى كه قوهء مقنّنهاى متشكل از دو مجلس و نيز قوهء اجرايى نيرومندى در آن پيشبينى شده بود به تصويب رسيد ( 1310 ش / 1931 ) . اخلاف « افغانهاى جوان » ، كه به صف مخالفان پيوسته بودند ، همه دستگير شدند ؛ سياستى مبتنى بر ترور ، به كينخواهى ميان مصاحبان و طايفهاى از مخالفان آنها يعنى چرخيهاى لوگر ، كه به آرمانهاى امان الله وفادار بودند ، تنزل كرد . يكى از فصول اين « بدل » سياسى - خانوادگى به قتل خود پادشاه انجاميد ( 17 عقرب 1312 ش / 8 نوامبر 1933 ) .
محمد ظاهر شاه
( 1312 - 1352 ش / 1933 - 1973 ) . محمد ظاهر ، تنها پسر زندهء نادر شاه كه در آنزمان نوزده ساله بود ، به جاى پدر نشست .
هامش
( 1 ) . بايد بگوييم كه در عصر قديم افغانستانى نداشتهايم ؛ لذا آوردن كلمه « جديد » در اينجا درست به نظر نمىرسد .