هم در آن نقش داشت « 1 » ( عقرب 1307 ش / نوامبر 1928 ) ، به ملايان فرصت داد تا دست به مبارزهاى شديد با او بزنند . از هرطرفى او را ، با اشاره به نحوهاى كه تاج و تخت را به دست آورده بود ، غاصب و دشمن اسلام خواندند . ظرف چند هفته ، تمام افغانستان شرقى سر به شورش برداشت و پادگانهاى سلطنتى ، يكى پس از ديگرى ، شكست خوردند .
در چنين فضايى از جنگ داخلى ، ماجراجويى تاجيك از كلكان ( كوهدامن ) به نام حبيب الله و معروف به بچّه سقّا ، سرباز سابقى كه زمان شورش منگلها خدمت را رها كرده و از طريق پيشاور فرار كرده بود ، با دستهاى از كوهستانيها به كابل حمله كرد . نيروى محركّهء آنها اهداف مبهم سياسى - دينى همراه با ميل ملموستر به غارت « 2 » و احساسات كهن ضدپشتويى تمام اقليتهاى افغانستان بود . در قوس 1307 ش / دسامبر 1928 ، او را وادار به عقبنشينى كردند ؛ ولى بالاخره در 25 جدى 1307 ش / 15 ژانويه 1929 ، توانست شهر و حتى ، روز بعد از آن ، كاخ سلطنتى را اشغال كند . او بلافاصله خود را امير خواند و لقب « حبيب الله
هامش
( 1 ) . دليلى منطقى براى اين شورش ذكر نشده و فقط به ذكر شايد و ايجاد ابهام اكتفا شده است و در جملاتى اين ذهنيت را ايجاد مىكند كه اقدامات ملايان و دولت انگلستان در راستاى يك هدف واحد بوده است !
( 2 ) . با ماجراجو خواندن حبيب ا . . . تاجيك ، و اينكه اهداف مبهم سياسى - دينى و ميل ملموستر به غارت و احساسات كهن ضدپشتويى دارد ، چهرهاى منفى از حبيب ا . . . ترسيم مىكند . در حالى كه اين امر مستلزم تحقيقات مفصل و ارائه دلايل و شواهد مستند مىباشد در حالى كه به علت احساسات مذهبى او و با استفاده از ديدگاه حكّام پشتوى افغانستان به صورت يكطرفه و مغرضانه به شخصيت وى تاخته مىشود .