تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افغانستان ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
يكى از نخستين اقدامات سياسى حبيب الله كه عفو عمومى همهء تبعيديان بود تأثير گسترده‌اى داشت . گروهى از نخبگان متأثر از فرهنگ بيگانه كه عبد الرحمان تبعيدشان كرده بود به وطن بازگشتند و روحيهء محافظه‌كارانهء مستولى بر كابل را به لرزه درآوردند و آن شهر را به مركز فعال حيات فكرى مبدل كردند . در اين كار ، خانوادهء طرزى ، كه از شاخه‌هاى فرعى خاندان سلطنتى بود ، و بويژه بزرگ آن خانواده ، محمود ( - نسب‌نامهء 2 ) ، نقش رهبرى داشت . او كه نمونه‌اى كامل از گرايشهاى جهان‌وطنانه كشورهاى ساحل شرقى مديترانه « 1 » بود و بيست سال در دمشق زيسته بود ، ملت‌خواهى مبارز ، تجددطلبى پرشور و به آرمان وحدت اسلامى مؤمن بود ؛ شخصيت محكم و درخشان او بسرعت طرفداران زيادى پيدا كرد . گروهى از « افغانهاى جوان » مشروطه‌طلب ، كه ضدانگليس و متمايل به تركيه بودند ، گرد او جمع شدند . آموزش همگانى براى پسران را بنيان نهادند و از تركيهء عثمانى پزشك و مشاور نظامى وارد كردند ، و اين نخستين نقض موضوع « انحصار كمكهاى فنى به انگليسيان بود » . اين گروه ، كه طرزى نيروى محرّكه‌اش بود ، از 1329 / 1911 تا 1337 / 1918 هردو هفته يك‌بار نشريه‌اى به زبان فارسى در كابل منتشر مىكرد كه موسوم به سراج الاخبار بود و در خارج از افغانستان خوانندگان بسيارى داشت . آنها در پيدايش اسلام تجددخواه در آسيا در آغاز قرن چهاردهم / بيستم نقش مهمى ايفا كردند . اعضاى خانوادهء مصاحبان يا يحيى خيل ، متعلق به شاخهء ديگرى از
هامش
( 1 ) .Levantine