بيطرفى متقاعد كردند ، و « سپاه سند » كه بسرعت تشكيل شده بود ، از طريق سند و تنگهء بولان به افغانستان رفت . قندهار و كابل بدون درگيرى ، به ترتيب در 10 صفر 1255 / 25 آوريل 1839 و 26 جمادى الآخره / 7 اوت همان سال سقوط كردند . كمى پيش از آن ، دوستمحمد تاجوتخت را به شاه شجاع داده و خود به بخارا پناهنده شده بود . سلسلهء سدوزائى مجددا به سلطنت رسيد ، ولى در واقع انگليسيان بودند كه از طريق ويليام مك نافتن « 1 » ، « فرستاده و وزيرمختار دولت هند در دربار شاه شجاع الملك » ، بر كشور حكومت مىكردند . اشغال كشور به زودى به فاجعهاى مبدل شد ؛ چريكهايى كه نخست كموبيش زير نظر شخص دوستمحمد و بعدها ، پس از تسليم شدن او ( 1256 / 1840 ) و اعزامش به كلكته ، زير نظر پسرش محمد اكبر خان عمل مىكردند ، مدام به ايذاى پادگانها و ايجاد اختلال در خطوط ارتباطى انگليسيان مىپرداختند . عمليات آنها به قيام كابل در رمضان 1257 / اكتبر 1841 و قتل برنز ، دستيار مك نافتن ، و كمى بعد از آن قتل خود مك نافتن انجاميد . انگليسيان متوجه شدند كه اشغال افغانستان برايشان بسيار گران تمام مىشود ؛ بنابراين ، كابل را رها كردند و فقط پادگانهاى جلالآباد و قندهار را نگه داشتند . عقبنشينى از كابل در وسط زمستان رخ داد و به نابودى كامل لشكرى مركب از 000 16 سرباز و خدمهء خفت كشيده و گرسنهء آنها منجر شد . پس از مدتى تأخير و ترديد ، لشكرى به قصد تنبيه افغانها گسيل شد . « لشكر مكافات » به فرماندهى
هامش
( 1 ) .William Macnaghten