هرات را در معرض تهديد مستقيم قرار داد و آنجا را در 1249 / 1833 و 1253 / 1837 به محاصره درآورد . در شمال هندوكش ، برخى اميرنشينهاى ازبكى به حيطهء اقتدار خاننشين بخارا وارد شدند . در جنوب ، خاننشين كلات استقلال يافت . در مشرق ، رانجيت سينگ ، سلطان سيكها ، ملتان ( 1233 / 1818 ) ، كشمير ( 1235 / 1819 ) ، ديرجات ( 1236 / 1821 ) و پيشاور ( 1250 / 1834 ) را يكى بعد از ديگرى تسخير كرد . از دست دادن ايالتهاى ثروتمند هندى كه منبع درآمد اصلى امپراتورى افغانها بود ، باعث ضعف قاطع آن گرديد . بازسازى امپراتورى و تسخير مجدد پيشاور ، كه پايتخت زمستانى دوستمحمد بود ، به صورت عقدهاى درآمد كه طى ساليان سلطنت او گشوده نشد .
دوستمحمد در 1252 / 1836 ، رسما لقب امير المؤمنين اختيار كرد ؛ پيشينيان او لقب شاه را ( كه مجددا از 1305 ش / 1926 معمول شد ) به كار مىبردند . در اينزمان ، او بر مملكتى ضعيف حكومت مىكرد كه ميان كوههاى هزارجات ، هندوكش و سليمان فشرده شده بود ؛ قندهار در دست شاخهء جوانترى از محمدزائيها عملا خودمختار بود و منطقهء هرات نيز اميرنشينى سدوزائى به شمار مىآمد . سياست دوستمحمد مبتنى بر ايجاد پايگاه اقتصادى پررونقى بود كه با استفاده از آن بتواند بار ديگر امپراتورى را يكپارچه سازد . ارتشى با پيروى از الگوى اروپاييان به وجود آورد و نخست متوجه مشرق شد و بر ضد رانجيت سينگ و سيكها اعلام جهاد كرد . ولى وضع ژئوپوليتيكى منطقه از قرن گذشته تا آنزمان تغيير كرده بود ؛ انگلستان و روسيه كه به مرزهاى افغانستان
افغانستان ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 257
مساهمون: گروهى از پژوهشگران
ص٢٥٧