ايشان پاينده خان را كه از شاخهء محمدزايى ايل بود و ظاهرا نه چندان نابحق به توطئه بر ضد شاه متهم شده بود به قتل رسانيد ( 1213 / 1799 ) دست از حمايت او برداشتند . ايل به مدت ده سال از محمود كه مادرش محمدزائى بود پيروى كرد ؛ طى دوبارى كه محمود زمام امور سلطنت را به دست گرفت ، فتح خان ، پسر مهتر پاينده خان ، مشاور اصلى او بود . كامران ، پسر شاه ، كه اختيارات وسيع فتح خان حسادتش را برانگيخته بود ، او را در 1233 / 1818 كشت . اين قتل به « بدل » يا خونخواهى ميان محمدزائيها و سدوزائيها منجر شد و سرانجام دوستمحمد ، برادر ناتنى فتح خان ، محمود شاه را از تخت برانداخت ( 1235 / 1819 ) . محمود هم به هرات عقبنشينى كرد .
پس از مرگ محمود ( 1245 / 1829 ) ، كامران بر مغرب افغانستان حكومت مىكرد تا اينكه در 1258 / 1842 به قتل رسيد . اگرچه 1235 / 1819 را بايد آغاز سلطنت سلسلهء محمدزائى به شمار آورد و اين سلسله ، به استثناى دورهء كوتاهى از 1255 - 1259 / 1839 - 1843 تا سال 1352 ش / 1973 ، بر تخت سلطنت باقى ماند ، ولى در واقع دوست محمد در 1241 / 1826 ، پس از مبارزات سختى با چند تن از برادرانش و جلب حمايت قزلباشها به دليل اصل و نسب مادرش ، توانست موضع خويش را در كابل مستحكم كند .
اغتشاشات سياسى واپسين سالهاى قرن دوازدهم / هجدهم و ربع اول قرن سيزدهم / نوزدهم ، به تجزيه شدن امپراتورى انجاميده بود .
حكومت قاجار با حملهاى ، مغرب خراسان را گرفت ( 1209 / 1795 ) و
افغانستان ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 256
مساهمون: گروهى از پژوهشگران
ص٢٥٦