چهارده زن او 34 پسر به او نسبت داده شده ) مدعى تاج و تخت بودند .
هريك از مدعيان ، از طريق پيوندهاى سببى ، نمايندهء گروه ايلى متفاوتى بودند . حكومت ، بتدريج ، به صورت مجموعهاى از اميرنشينهاى مستقل و رقيب درآمد كه هريك پيرامون دژى با مرزهاى بىثبات تشكيل شده بود ( كابل ، پيشاور ، غزنه ، هرات ، قندهار ) . در ميان آنها كابل از همه معتبرتر بود ؛ زيرا مالك آن با عنوان نمادين ولى بههرحال رشكانگيز « پادشاه افاغنه » ناميده مىشد . از همينرو شديدترين مبارزه بر سر قدرت در مشرق افغانستان جريان داشت . زمان شاه ، كه هنگام مرگ پدرش والى كابل بود ، در به دو امر موقعيت خويش را حفظ كرد ، ولى درانيّها به سبب پيوند زمان شاه از طريق مادرش با يوسفزائيها از برادر ناتنىاش محمود حمايت كردند و محمود در 1216 / 1800 ، زمان شاه را وادار به فرار كرد . سه سال بعد ، يكى از برادران تنى محمود ، شجاع الملك ، كه از حمايت غلجائيها و اهالى ايرانىمآب كابل برخوردار بود ، توانست به جاى محمود شاه بنشيند . ولى سرانجام محمود شاه با پيروز شدن بر قواى شجاع الملك در نمله ( 1224 / 1809 ) مجددا تخت كابل را به دست آورد .
دوستمحمد
( 1235 - 1279 / 1819 - 1863 ) . طى زمانى كه سلسلهء سدوزائى با منازعه و برادركشى به كار مضمحل كردن خويش مشغول بود ، ايل نيرومند باركزائى از اتحاديهء درّانى نقش سياسى خويش را تثبيت كرد و به صورت رقيبى براى پوپلزائيها درآمد . باركزائيها كه زمانى متحد اصلى زمان شاه بودند ، پس از آنكه زمان شاه ، سركردهء