برخى پسرويها و تغييرات ديگر محلى ، داراى
z ? - ( B ? - ) v - ( l - ) Q - , y -
هستند . نوآورى مهمى است كه پراچى و اورمورى در آن مشتركاند .
بدين ترتيب پراچى
yof -
« بافتن »
y ? ar
« باريدن »
larp
« برف آمدن » ( اورمورى
( yo ? s ? , yo ? r , yaf -
. بنابه گفتهء هنينگ ( « ايرانى ميانه » ، ص 86 )
yuzbe
« نارون » زابلى ، « چنان كه انتظار مىرود » ، با پراچى و اورمورى نسبتى دارد
( lu - ‹ wi - )
. در ضمن ممكن است كه صورتهاى مختلفى كه نام فرمانرواى معروف منطقهء كابل ،
Gundofarr
و جز آن يافته است حاكى از تلاشهايى در جهت برگرداندن
y
ايرانى باشد . در ايرانى شمال شرقى در فقط يكى دو واژهء ( دخيل ؟ ) در واخى
y ‹ * w -
يافت مىشود ؛ درختنى نيز آثارى از رفتار مشابهى با
* w -
به چشم مىخورد .
پراچى
z ? o ? ) y - › z ? -
« جو » ، و جز آن ) اورمورى
j -
را به ياد مىآورد ( از طريق
ja - i ) y - › ( j -
« زن برادرشوهر كسى » ،
ja ? s ? ? ? ?
« جگر » ) ، ولى در ايرانى شمالشرقى تغيير مشابهى مشاهده نشده است . حذف
d - / - t
، در ميان دو واكه و پس از
n
، با اورمورى مشترك است و در برخى از گويشهاى ايرانى غربى نيز ديده شده ، ولى در ايرانى شمالشرقى يافت نمىشود .
* dw › b -
( پراچى
bo ? r ?
، اورمورى
bar
« در » ) در فارسى و جز آن نيز وجود دارد ، ولى واخى تنها زبان ايرانى شمالشرقى است كه در آن ديده شده است . پراچى
s ?
، اورمورى
s ( t ) r , ? ? ? r › s ?
وجه مشترك نه چندان شاخصى است كه تغييراتى مشابه آن در گويشهاى غربى و شمالشرقى نيز ديده شده است . تنها تغيير آوايى كه به نظر مىآيد به ايرانى شمال شرقى
l ? , z ? ‹ )
، و جز آن ) نزديكتر باشد تا به ايرانى غربى حذف
- s ? -
يا