نيست متذكر شويم كه دشى ، نام چشمگيرترين ملتقاى رودهاى اندر آب و قندوز ، در شمال هندوكش ، را به سهلترين وجهى از طريق
di ? - s ? i ?
« خيش دوسره » پراچى مىتوان تبيين كرد ( - « دوشاخ » فارسى كه در جاينامها هم مشاهده مىشود ؛ - مورگنستيرنه / 2 ، قسمت اضافى 6 ) .
s ? i ?
« شاخ ، شاخه »
( sru ? - › )
را در هيچ زبان ايرانى ديگر نديدهام ، و بسا كه دشى حاكى از گسترش قديمتر پراچى باشد .
منابع
. قديمترين اشاره به پراچى را در كتاب بابر ، قرن دهم / شانزدهم ( ج 1 ، ص 224 ) ، مشاهده مىكنيم ؛ بابر آن را در عداد يازده زبانى كه در حدود كابل به آنها تكلم مىشود ذكر كرده است . پس از او در همان قرن سردار ترك ، سيدى على ، مىگويد كه قبيلهء فراشى در حدود پروان و نزديكى شتل زندگى مىكنند ( ماركوارت ، ( ايرانشهر ) ، ص 287 ) .
الفينستن و مسون نخستين اروپاييانى هستند كه به پراچى اشاره مىكنند ( مورگنستيرنه ، قسمت 1 ) ؛ ولى آنها در ضمن واژهء « پورانچه / پرانچه » « 1 » را در اشاره به گروه قومى متفاوتى به كار مىبرند ، يعنى هندوهايى كه اسلام آورده بودند و در ناحيهء وسيعى از كابل تا پنجاب پراكنده بودند و با تجارت ( پارچه ) امرار معاش مىكردند . نيز - پشتو
p ? ? ? r ? a ? ( n ) c ? a
( گويش وزيرى
( para ? c ? i ?
« تاجر پارچه ، هندوى مسلمان شده » ، پنجشير
para ? ca
« قشرى از دستفروشان دورهگرد مسلمان » . از قرار معلوم در دو نام مشابه خلطى رخ داده است . گريرسن « 2 » در حاشيهاى كه بر كتاب بابر نوشته ، آن را از
prac ? i ?
« شرقى » مشتق مىشمارد ، ولى در ضمن مىتوان به
هامش
( 1 ) ." Purauncheh / Pera ? ncheh "( 2 ) .Grierson