احتمالا فاقد ارزش تاريخى است . چون منابع مكتوبى در دست نيست ، براى تعيين موضع پراچى در ميان زبانهاى ايرانى بايد كلّا به شواهد زبانشناختى تكيه كنيم . تفاوتهاى موجود ميان گويشهاى مختلف اهميت چندانى ندارد و بازسازى « پراچى مشترك » كهنترى را ممكن نمىسازد .
دستگاه واجى
. از آنجايىكه در واجهاى واكهاى ، بهويژه كوتاهها ، به سبب تكيه و ديگر عوامل ، تنوع بسيار وجود دارد ، تثبيت مسجّل دستگاه صوتى زبان پراچى مستلزم بررسيهاى بيشترى است ( - مورگنستيرنه ، قسمت 16 ) ؛ ولى ظاهرا چهار واج واكهاى كوتاه
( u , a , e , i )
، و پنج يا شش بلند
( u ? , o ? [ o ? ? ] , a ? , e ? , l ? )
در آن وجود دارند . در شتل
a ?
گرد شده ،
o ?
شتل در بسيارى از موارد با
o ? ( o ? ? )
( نيجرائو يكسان است . واجهاى صامت عبارتاند از : ( در وامواژهها )
, n , m , y , x , j , b , d , d ? , g , c ? , p , t , t ? , k , h , z ? , z , s ? , s , l , r ? , r , w , y
بستواجها ، همخوانهاى مركب ، خيشوميها و ؟ ؟ ؟ ؟ و
l
را مىتوان با
h
تركيب كرد
? ? ? h , nh , kh )
، و جز آن ) ، ولى اگر اين تركيبها را به جاى بستواج خوشههاى آوايى تلقى كنيم احتمالا درستتر خواهد بود .
جايگاه پراچى در ميان زبانهاى ايرانى
. از ديدگاه تاريخى ، مهمترين جنبهء آواشناختى پراچى حفظ
j , b , d , g
ايرانى است ( مثلا ،
gir
« سنگ »
du ? c ?
« دوشيدن »
ba ? s ?
« طناب »
jan -
« زدن » ؛ - مورگنستيرنه ، قسمت 49 ؛ واژگان سالنامه ، زير همين ماده ) . اين جنبه در اورمورى نيز يافت مىشود ، و به نحو قاطعى زبانهاى بازمانده از جنوبشرقى ايران را از زبانهاى بازمانده شمالشرقى متمايز مىكند ؛ زبانهاى اخير ، گذشته از