dho ? r , * paxwa - , › * pakh ( w ) ›
« ديد »
tha ? n , * dr ? s ? ta - › * duhr ›
« تشنه »
kho ? r . tars ? n › * ta ( r ) hn ›
« خر » شايد وامواژهاى از پشهاى باشد ، و يا با
kh › x -
ثانوى ، مانند
khan
« خنديدن » . ولى شايد مستثنى نشده كه در اين گويش واقع در مرز زبانها ، دمشيهاى آغازين توانستهاند باقى بمانند . - نيز
phi ?
« بيل » ،
menth -
« اندودن / ملوث كردن » ،
ma ? kha ? n
« مال ما » ( - مورگنستيرنه ، قسمتهاى 58 - 61 ) .
روابط صرفى و واژگانى با اورمورى
. گذشته از ساختن اسم مصدر با ستاك زمان گذشتهء
- aka G
( پراچى
xuro ?
، اورمورى كانيگرام
xwalak
« خوردن » ) ، هيچ شباهت صرفى ويژهاى ميان پراچى و اورمورى نمىتوان يافت . حذف تمايز جنسيت در اورمورى لوگر احتمالا بر اثر نفوذ فارسى است ، و در پراچى احتمالا امرى نسبتا متأخر است
yan )
« بلوط »
* wana ? - ›
مؤنث ، و جز آن ؛ - مورگنستيرنه ، قسمت 26 ) . دستگاه پيشوندهاى ضميرى ، كه از جنبههاى بارز اورمورى است ، بىترديد در اصل از پشتوست . بر خلاف آن ، صرف پراچى حاكى از تماسهاى كهن و عميقى با پشهاى است كه در اينباره - سطور زير .
واژگان پراچى داراى قرابتهاى چشمگيرى با اورمورى است ، ولى صورتى كه مورگنستيرنه ( قسمت 8 ) داده بايد تقليل يابد . چشمگيرترين مورد فعل
Tho ? r ? : Ter -
؛ پراچى است ؛ اورمورى
tatak : tr -
« آشاميدن » كه در زبانهاى ايرانى منحصربفرد است . پراچى
gap - a ? r ?
« اجاق » : اورمورى
gap
« سنگ » نيز جالب توجه است ، ولى شايد معلول تماس ثانوى باشد .
نيز - پراچى
z ? ? ? ma ?
، اورمورى
z ? ? ? ma ? k
« زمستان » ، با
* - a ? ka
، كه در هيچ