سنسكريت
para ? ci ?
مؤنث « بيرون از ، دور » انديشيد كه به قبيله يا گروه قومى دورى اشاره بكند .
در 1303 ش / 1924 ، با راهنمايى كتاب بابر ، توانستم در كابل مخبران پراچى زبانى را از شتل بيابم ( مورگنستيرنه ، قسمت 3 به بعد ) كه دو تن از ايشان بسيار مفيد واقع شدند ؛ طى همين سفر با مردى از غچولان و بعدا در پيشاور ، با مردى از پچغان مصاحبههاى كوتاهى كردم . در 1341 ش / 1962 هيئتى از ( اطلس زبانشناختى افغانستان ) ، كه من نيز بدان وابسته بودم ، در پچغان و غچولان به تحقيق پرداخت ، و در چندين فرصت ديگر نيز تا 1349 ش / 1970 ( مورگنستيرنه / 2 ، ص 417 ) اطلاعات بيشترى دربارهء گويش شتل گردآورى كردم . ضمنا از واژهنامههاى سالنامه و پختو طلنه هم استفاده كردهام . در 1326 ش / 1947 ، بنونيست در نيجرائو و شتل يادداشتهايى تهيه كرد كه توسط ردار « 1 » در دست چاپ است . مواد ( اطلس زبانشناختى افغانستان ) و نيز احتمالا اطلاعات بيشترى كه كيفر فراهم آورده ، به ترتيب منتشر خواهد شد . هنوز هم به بررسى جامع تمام گونههاى اين زبان رو به زوال ولى جالب نياز مبرمى وجود دارد .
روايات
. همه روايات محلى ظاهرا در اين امر متفقاند كه وطن « اصلى » پراچى به طور كلى نيجرائو بوده است ( مورگنستيرنه ، قسمت 5 ؛ مورگنستيرنه / 2 ، قسمت اضافى 5 ، ص 417 ) . روايت حاكى از مهاجرتى از غور در زمان علاء الدين حسين جهانسوز ( متوفى 556 / 1161 )
هامش
( 1 ) .Redard