تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افغانستان ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
استمرارى
me ?
يا
i ? mo ?
و در برخى از گويشهاى روستايى
( * mi ? - )
است :
me ? konom
« مىكنم » ؛
me ? kadom
« مىكردم » . 14 ) عبارت فعلى مضارع ملموس به صورت
da ha ? l - e ka ? r kadan astom
« در حال كار كردن هستم » - فارسى ايرانى : دارم كار مىكنم . 15 ) در كاربرد خودمانى ، پسوند
- ak
غالبا به شناسهء فعل اضافه مىشود ( مثلا
raftomak
« رفتم » ) . در نگاه اول به نظر نمىآيد كه نحو فارسى افغانى ، دست‌كم از لحاظ خطوط اصلى آن ، با فارسى ايرانى تفاوت چندانى داشته باشد . ولى در جزئيات اختلافات فراوانى يافت مىشود . علامت مفعول بىواسطه ( « را » ، در كابلى :
( - ra / - a
در گفتار افغانى امروز كاربرد وسيعترى دارد . كاربردهاى افغانى و ايرانى بويژه در اين امر تفاوت دارند كه در فارسى افغانى به منظور نسبت دادن چيزى از علامت مفعول بىواسطه ( « را » ) استفاده مىشود و حال آنكه در فارسى ايرانى حرف اضافهء « به » به كار مىرود . كاربردهاى خاص پسوندهاى ضميرى عبارت‌اند از :
goft - em ( - a )
« به من گفت » ( - مرا گفت ) ،
goft - et ( - a )
« به تو گفت » ( - ترا گفت ) ؛
( * me ? - zani ? - es ? - ra ? ) - s ? - a me - zani
« دارى او را مىزنى » ؛
me ? - zana ? ) ( * - e ? s - ra ?
« دارد او را مىزند » . - عنصر فاقد تكيه در جمله‌هايى از اين قبيل
zan - e kod es ? - a sar - es ? e ? te ? ba ? r ne ? s
« زن خودش به او اعتماد ندارد » ( تحت‌اللفظى : زن خودش را به او اعتبار نيست ) ؛
gap - a na - rasidi
« نفهميدى » ( تحت‌اللفظى : گپ [ مطلب ] را نرسيدى ) . نوعى رايج از جملهء مركب در فارسى افغانى با جملهء پيرو زمانى به صورت زير است :
padar - em ke a ? mad ma maktab raftom
« پدرم كه آمد من [ به ] مكتب